1.مثل اين كه قرار نيست دنيا روي خوبش رو به ما نشون بده.(اما بازم امیدوارم به اون روز)
2.اين روزا همه خوشحالند از اعدام صدام. ولي من هيچ حسي خوبي ندارم. مطمئنا تا روزي كه ما از مرگ ديگري حتي يك جنايتكار خوشحال مي شويم چطور مي توانيم به جامعه اي كه در آن صلح حرف اول را بزند فكر كنيم. هميشه يك فرقي بين خوب و بد وجود دارد. اما زماني كه خوبي در مقابل بدي كم بياورد ديگر تفاوت آن دو در چيست؟ هميشه راحت ترين راه حل (اعدام) بهترين آن نيست. هنوز فكر نمي كنم فردي در اين دنيا بتواند حكم مرگ ديگري را بدهد. از آنجا يكه هيچ كدام از ما يك فرد متعالي و كاملي نيستيم براي دادن چنين حكمي. يكي از بهترين راه حل ها اين است كه روي دلايل ارتكاب جرم كار شود نه خود جرم. آن وقت مي شود از ارتكاب جرم هاي بعدي جلوگيري كرد. چه كوچك و چه بزرگ.
3. يكي مي گفت اين يكي از بدل هاش بوده. از كجا مطمئن هستين كه خود صدام واقعي رو اعدام كردن. به قول اين دوست :خيلي ساده لوحانه است كه فكر كنيم صدام را واقعا اعدام كردند و هيچ كسي هم چيزي نگفت!




