تبليغاتX
برف دوست داشتنی

برف دوست داشتنی

روزی است زیبا - سپند روز

اولین روز محبت در گیتی

روزی یاد آور عشق

عشقی باستانی و کهن

بوده و هست و خواهد بود

بهانه ای برای دوستت داشتن

دوستت داشتن برای امروزکمی بیشتراز بیش

دوستت داشتن فراتر ازهرحسی

دوستت داشتن...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 23:25  توسط مونا   | 

وزارت ارشاد در پاسخ به اعتراض مولفان و ناشران مبنی بر ممیزی شدید و عدم ارائه مجوز نشر به آثارشان، جوابیه‌ای بدین شرح صادر نمود:

شاعران، نویسندگان، ناشران و خوانندگان عزیز؛ متاسفانه جریان خزنده‌ای که سالهاست قصد ترویج ابتذال و فحشا در فرهنگ و ادبیات کشورمان دارد باعث شده کار ممیزی آثار با دقت بیشتری انجام شود. به عنوان مثال به یکی از اشعار مستهجن سالهای اخیر دقت کنید:

 

اتل، متل، توتوله / گاو حسن چه‌جوره؟
نه شیر داره نه پستون
شیرشو بردن هندستون
یک زن کردی بستون
اسمشو بزار عمقزی / دور کلاش قرمزی
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین

 

شعر فوق بنابه‌دلایل زیر، قابلیت دریافت مجوز چاپ ندارد:

 

۱- عدم رعایت قواعد ادبی: هر انسان بالغی متوجه این مساله می‌شود که دو کلمه توتوله و چه‌جوره هم‌قافیه نیستند و به همین دلیل کل شعر زیر سوال می‌رود.

۲- ترویج فحشا: واژه توتوله با یک کلمه بسیار زشت هم‌قافیه و هم‌وزن است.

۳- وابستگی به اجانب: گاو حسن خواننده را به یاد فیلم گاو اثر داریوش مهرجویی می‌اندازد و چون مهرجویی از عناصر وابسته و جاسوسان استکبار و صهیونیزم است به نظر می‌رسد که شاعر این شعر نیز با وی همدست می‌باشد.

۴- بدآموزی: کلمه پستون مصداق کامل بدآموزی بوده و باعث باز شدن چشم و گوش کودکان و نیز تحریک احساسات و عواطف و باقی چیزهای ملت همیشه در صحنه می‌شود.

۵- نشر اکاذیب: شاعر می‌گوید گاو حسن شیر ندارد در حالیکه در بیت بعدی از صادرات شیر این گاو به هندوستان حرف می‌زند. گاوی که شیر ندارد چگونه شیرش را به هندوستان صادر می‌کنند؟

۶- بی‌توجهی به منافع ملی: هندوستان در پرونده هسته‌ای کشورمان بارها نامردی کرده است. بنابراین شاعر موظف است به جای صادرات شیر به هندوستان، آن را به برادرانمان در ونزوئلا، فلسطین و لبنان تقدیم کند.

۷- اقدام علیه امنیت ملی: ستاندن یک زن کردی و گذاشتن یک اسم ترکی روی آن (عمقزی)، باعث تحریک قومیتها و اخلال در امنیت ملی می‌شود.

۸- تشویق به بی‌حجابی: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روی سر در حالیکه چادر تنها نوع حجاب محسوب می‌شود، مصداق ترویج بدحجابی است.

 

علیرغم تمامی ایرادات وارده، از آنجاییکه دغدغه اصلی ما آزادی بیان و اندیشه است لذا تصمیم گرفتیم مجوز نشر شعر مذکور را  با تغییراتی اندک! صادر کنیم:

 

اتل، متل، زباله / گاو قلی باحاله!
هم شیر داره هم آستین
شیرشو بردن فلسطین
بگیر یک زن راستین
اسمشو بزار حکیمه / چادرشم ضخیمه
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین!

 

همچنین به اطلاع شاعران و مولفان عزیز می‌رساند که با دریافت مبلغی مختصر، آثار شما را قابل چاپ می‌نماییم.

با تشکر: وزارت فرهنگ‌و ارشاد 

 

این مطلبو دوستم مینا برام فرستاد. خدایش این وزارت فرهنگ و ارشاد دیگه آخرشه! 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 27 بهمن1385ساعت 16:9  توسط مونا   | 

 

مراسم بزرگداشت فروغ دیروز به دستور اماکن لغو شد. حتی از یک آدم مرده هم می ترسند...

این شعر را سهراب برای فروغ به نام دوست سرود.

تنها 

 

بزرگ بود
و از اهالي امروز بود
و باتمام افق هاي باز نسبت داشت
و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد
صداش به شكل حزن پريشان واقعيت بود
و پلك هاش مسير نبض عناصر را به ما نشان داد
و دست هاش
هواي صاف سخاوت را
ورق زد
و مهرباني را
به سمت ما كوچاند به شكل خلوت خود بود
و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را
براي آينه تفسير كرد
و او به شيوه باران پر از طراوت تكرار بود
و او به سبك درخت
ميان عافيت نور منتشر مي شد
هميشه كودكي باد را صدا مي كرد
هميشه رشته صحبت را
به چفت آب گره مي زد
براي ما يك شب
سجود سبز محبت را
چنان صريح ادا كرد
كه ما به عاطفه سطح خاك دست كشيديم
و مثل يك لهجه يك سطل آب تازه شديم
و بارها ديديم
كه با چه قدر سبد
براي چيدن يك خوشه ي بشارت رفت
ولي نشد
كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند
و رفت تا لب هيچ
و پشت حوصله نورها دراز كشيد
و هيچ فكر نكرد
كه ما ميان پريشاني تلفظ درها
راي خوردن يك سيب
چه قدر تنها مانديم
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 9:58  توسط مونا  

دیروز حسابی روز مزخرف و افتزاحی بود. با چندتا قرص تونستم خوب بخوابم و الان هم که داره بارون می یاد. امیدوارم امروز روز خوبی باشد...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 9:28  توسط مونا  

۱.حالم خوبه. هیچی مثل ملاقات و صحبت کردن با آدمای ناب نمی تونه به آدم کلی انرزی بده. کلی یاد می گیری که چطور زمانی که همه جا از دورویی پر شده آدم می تونه ثابت باشه روی اهداف مقدسش. واقعا وجود یک چنین آدمایی غنیمته در اطراف ما که پر شده از آدمهای بی سواد و چاپلوس.

2.کلی تلاش می کنم تا بتونم برنامه ریزی مرتبی برای یک عالمه کار و درسی که دارم انجام بدم ولی انکار تلسم شده. معمولا ترک عادت هایی که از کودکی همراه آدم است خیلی سخته.  یکی از این عادت ها این بود که همیشه از بچه گی خودمو فدای هر چیز و هر کس می کردم و اصلا فکر نمی کردم آیا اون طرف هم این کار رو می کنه یا نه؟ فقط این که به قول همه آدم خوبی باشم برام کافی بود. مامانم همیشه به خوب بودن و گذشت تشویقم می کرد. که خوب خیلی هم عالیه. ولی برادرم می گفت تو خیلی ساده ایی. چرا هر فردیو سریع می پذیری؟  تازه یک چند ماهی است که معنی دقیق حرفشو فهمیدم. خوب بودن و ندیدن اشتباهات دیگران به چه قیمت؟

 الان یک جا مهمونی دعوت شدیم. ولی چون دیگه فهمیدم دلیلی نداره که بخوام همه رو راضی نگه دارم نخواهم رفت. خوشحالم  از اینکه دیگه فکر تعارف و این حرفها رو نمی کنم.  فکر نمی کنم الان ناراحت می شن یا در موردم چی فکر میکنن. خودم برای خودم مهم شدم و خوشحالم که دیگران برام در درجه اول نیستن. می تونم ابتدا راحتی خودم رو ببینم. وقتی با دیگران راجبع این موضوع صحبت می کنم فکر می کنند این خودخواهیه ولی اصلا اینطور نیست. اینکه در حریم خودت به خودت احترام بزاری  و با دیگران هم همین رفتار را داشته باشی خودخواهی نیست. دیگران می تونن با خودشان خوش باشن. هیچ دلیلی نداره بخاطر یک سری مصلحت های احمقانه که هیچ خاصیتی نداره خودمون رو عذاب بدیم.  حتی لحظه ای. این خیلی لذت داره که بتونی برای خودت زندگی کنی و از دست دادن ها نترسی.  این خیلی عالیه که خودتو دوست داشته باشی و آدم های قابل دوست داشتن رو. این خیلی عالی که لحظه های عالی زندگیتو بخاطر آدم های بی ارزش خراب نکنی. هر کاری کردی مطمئن باش اونایی که نباید هیچ وقت نمی فهمن. پس بخاطر خودت هر کاری رو انجام بده.

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 18:38  توسط مونا   | 

این سهمیه بندی جنسیتی هم برگ رنگین دگری قرار است بشود در قانون ما. قضیه وقتی جالب تر می شه که مطالب مرسده را می خوانی." اينگونه است که فراکسيوني که اولين بار توسط نمايندگان زن مجلس ششم تشکيل شد و دستاوردهايي مانند "تعيين حداقل سن ازدواج دختران" ، "اعزام دانشجويان دختر به خارج از کشور" ، "موارد عسر و حرج " ، " افزايش سن حضانت کودک توسط مادر تا هفت سالگي" ، "افزايش نفقه‌ زنان در دوران عده" و ... را داشت اکنون در مجلس هفتم بنابه گفته فاطمه آليا تلاشش فقط در راستاي "توجه به کار خانگي زنان" است تا " زنان فضاي بانشاطي را براي خانواده شان در خانه به وجود بياورند.". آنوقت نمیدونی چی کار می شه کرد. ما چی فکر می کنیم و دیگران چی. نمی دونم چرا اینقدر زنها احمق هستن. البته تقصیری هم ندارن. وقتی از بچگی یک موجود فراموش شده هستی و همیشه یاد گرفتی که فکر نکنی نتیجه اش می شود زن هایی که در مجلس ما نشستند. یک مشت آدمهای بی سواد از خود راضی. که برای سرنوشت ما تصمیم می گیرند. هر چند که کسی با صرف دانشگاه رفتن با سواد نشده و نخواهد شد ولی در اینجا که خفقان کامل حکم فرماست شاید مسیر دانشگاه یکی از راه هایی باشد که باعث شود دختران این مرز و بوم کمی بتوانند شروع به دیدن حقایق کنند. حقیقت یعنی دیدن خود و پذیرش خود به عنوان یک موجود منحصر به فرد. فکر می کنم خیلی از ماها با این سیستم آموزشی مزخرف تا سالها کوریم و قادر به دیدن حقیقت و فکر کردن نیستیم. از کودکی همیشه بجای ما فکر شده تصمیم گرفته شده و هیچوقت وجود ما به عنوان یک انسان ارزشمند نبوده وحالا که تعداد کمی از زنهای جامعه بیداری خود را به دیگران با هزار سختی انتقال می دهند این احمقها می خواهند تنها امید نجات خیلی از دختران را از بین ببرند. این یک حقیقت مسلم است که وقتی بدانی دیگر نمی توانی زیر بار حرف زور بروی . و وقتی محتاج مالی نباشی خیلی وقتها همه چیز را تحمل نمی کنی. یکی از این به اصطلاح زنان گفته بود یکی از دلایل این طرح آمار طلاق است. یکی نیست بگه خود شماها می دونین که از هرده نفر درخواست کننده طلاق نه نفر مرد هستند. مسئله این است که شماها خانم ها بازیچه گان جامعه مرد سالار ما هستید.

نمیزاریم از دانشگاه بیرونمون کنن  از زینب

سهمیه بندی جنسیتی طرحی ظالمانه

شهرزاد نیوز

بیانیه تحکیم وحدت

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 بهمن1385ساعت 19:10  توسط مونا  

۱.فردا امتحان زبان دارم ولی نمیدونم چرا اصلا حس درس خوندن ندارم. همینطوری کتاب هامو باز کردم دورم ولی تا حالا که هیچ اتفاقی نیفتاده. برای همین  طبق معمول امدم اینجا وب گردی. واقعا اگه این اینترنت نبود من چی کار می کردم.

۲.من نمی فهمم که چرا همه برای اینکه جوانها به راه راست هدایت بشن دعا می کنن.چرا نمی گویند خدا همه ما انسان ها رو به راه درست راهنمای کن یعنی خودشون احتیاجی به هدایت ندارن...

۳.من با این مدل جمله ها خیلی حال می کنم:

ما ابدی هستیم چون جلوه ای از خدا هستیم. برای همین از میان مرگ ها و زندگی های بسیاری می گذریم و از نقطه ای بیرون می زنیم که هیچ کس نمی شناسد وبه سویی می رویم که هیچ کس نمی داند...

یک جورای می ره و به عمق قلبم می شینه.

+ نوشته شده در  جمعه 13 بهمن1385ساعت 22:43  توسط مونا  

حتما این مطلب رو بخونید. در مورد پارک های حفاظت شده که حالا که توانایی حفاظت از آنها را ندارن یا چیزای دیگه... می خوان از فهرست حفاظت شده ها خارجش کنند. پارک های حفاظت شده منابع بسیار مهم ملی ما هستند. نه تنها برای ما بلکه برای نسل های بعد از ما هم.
+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 13:41  توسط مونا   | 

برای اعتراض به ثبت نام اینترنتی از سایت عصیان این لوگو رو ورداشتم. اگر شما هم موافق این طرح نیستید می تونید این لوگو رو بگذارید.
+ نوشته شده در  جمعه 6 بهمن1385ساعت 21:7  توسط مونا  

حدود ۱۰ روزی دچار کمر درد شدید شدم و به اجبار به یک استراحت اجباری رفتم. و الان خیلی خیلی خیلی خوشحالم که خوب شدم و تونستم بیام پای این دنیای دوست داشتنی. حسابی دلم تنگ شده بود و داشتم از بی خبری می مردم...

من که عاشق این دنیا شدم و فکر نمی کردم بتونم این همه مدت بدون کامپوتر بودن را تحمل کنم ولی کردم.

خوب فعلا برم یک چرخی بزنم که کلی از همه چیز عقب افتادم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 15:32  توسط مونا  

حمایت