۲.کمیته دانشجویی گزارشگران بدون مرز از به مرخصی آمدن احمد باطبی خبر داد. بعد از شنیدن این همه خبر بد حداقل یک خبر خوب هم شنیدیم.
۲.کمیته دانشجویی گزارشگران بدون مرز از به مرخصی آمدن احمد باطبی خبر داد. بعد از شنیدن این همه خبر بد حداقل یک خبر خوب هم شنیدیم.
پشت کامپیوتر نشسته بودم و داشتم خبر مربوط به معلم ها رو کار می کردم، که زنگ در زده شد. وقتی در را باز کردم یک مرد سبزه با ته ریش همراه با سه مرد دیگرروبرویم ایستاده بودند. گفت : من با آقای رزاقی کار دارم و جلو آمد وسه نفر هم پشت سرش آمدند داخل و در را بستند. اسمش را پرسیدم. در حالی که اطراف را زیز نظر داشت گفت محمدی. به سمت اتاقی که اقای دکتر بود رفتم و انها هم بجای اینکه بیستاند به دنبالم راه افتادن. وقتی به اقای رزاقی گفتم اقای محمدی با شما کار داره با تعجب منو نگاه کرد. نگاهی که حاکی از نا آشنای دکتر با اسم محمدی بود. پشت سرم اقایان ایستاده بودند.
یکی شان با دوربین فیلم می گرفت از همه که پشت کامپیوترهامون بودیم. گفتند هیچکس حق خروج و ورود رو نداره. بعد از پنج دقیقه زنگ در زده شد. بلند شدم وبه طرف در رفتم .گفت نمی شه درو باز کنی. گفتم از بچه های همین جاست یعنی چی که در رو باز نکن. سوسن بود. این پنجشنبه آخر سال از ابتدا فرق داشت. امروز برعکس پنجشنبه های دیگه همه بودند.
کاملا گیج شده بودم. از روز فبل تمامی تصاویر خشونت و برخورد پلیس ضد شورش را با تجمع معلمان با خود داشتم. همراه با کابوس شبانه پلیس ضد شورش ودر آن لحظه ماموران اطلاعات یا دادگستری در روبرویم
.آسیه آمد پیشم وگفت مونا من می رم ومیگم شماها برین. ولی جواب آسیه نه بود تا اینکه صحبت های ارشد گروه به پایان رسید و به ما گفت همه بروند بجز دکتر رزاقی. سوسن گفت ما هیئت مدیره هستیم وباید باشیم وبعد دوباره دستور باصدای بلندتری تکرار شد. فیلم برداری همچنان ادامه داشت. گفتند همه بروند وبه هیچ چیز دست نزنید.کامپیوترها را خاموش نکنید و بروید.
باورش سخت بود که در این مدت کم چقدر اتفاق های بزرگ سخت برایمان افتاد. بچه ها خبر می دادن و من بهت زده فقط تونستم به محبوبه بگم. زمان مفهومش رو برام از دست داده بود همه رو با چشم مامورانی که در حال نظاره حرکات ما بودند می دیدم. نمی دونم بعد از نیم ساعت بود یا یک ساعت که مریم گفت بچه ها دکتر. از پشت شیشه نان داغ کباب داغ دیدمش که قبل از این که سوار ماشین شود برگه ایی رو بهش نشون دادن. سپس دو نفر دو طرفش نشستند وهمراه با یک 405 دیگر رفتند وما ماندیم و یک دنیا سردرگمی که چرا ؟
از پله ها بالا رفتیم. بله کنشگران عزیزمان پلمپ شده بود. اولین مکانی که بهترین دوستان وهمفکرانم را در آنجا یافتم. مکانی که هیچوقت فراموشش نخواهم کرد. بانوشته ای بر روی دیوارش "تا اطلاع ثانوی این مکان بدستور دادگستری ودادگاه انقلاب تعطیل است" همراه با قفل جدیدی بر در. باورش سخت بود همانند کابوس شب قبلش. محبوبه به سختی با عصا از پله ها بالا آمد. بهش می گویم باور نمی کند.خودش باید ببیند. همه مان شوک زده شده ایم. همراه با هزارن سئوال که جوابی برایشان پیدا نمی شود.
ساعتها گذشت. ساعاتی که برایم همانند روزها گذشت.
ساعت حدود 7 بود که محبوبه زنگ زد وخبر از آزاد بودن دکتر داد. بهترین خبری که می توانستم بشنوم.
این روزها هر روز به میزان چراهای ذهنم افزوده می شود. که ما در کجا هستیم. و دولتمندان ما در کجا؟
همکاران صبور ، فرهنگیان فهیم ، معلمان آگاه
سپاس از حضور پر شور زنان و مردان معلم که در سراسر کشور در تجمعات حق طلبانه شرکت کردند . همکاران گرامی همانطور که مطلعید نمایندگان شورای هماهنگی کانون های صنفی سراسر کشور با توجه به وعده های داده شده روز سه شنبه 22/12/85 مطابق برنامه ی پیشنهادی هیئت رئیسه ی مجلس در خانه ی ملت حاضر شدند اما متاسفانه مواجه با حضور چند تن از مسئولان نظامی و امنیتی و فقط یک نفر از طرف مجلس شدند که نتیجه ای از این جلسه حاصل نشد و حتی مسئولان حاضر ضمن تبشیر و تبذیر از فعالیت های صنفی و تهدید معلمان و فعالان صنفی شرکت کننده در تجمعات ؛اجرای طرح پلکانی لایحه را به صورتی مبهم به عنوان تنها پاسخ به درخواست های قانونی فرهنگیان سراسر کشور عنوان کردند و حتی گفتند : معلمان عجله ای برای اجرای لایحه و افزایش حقوق نداشته باشند اما امروز چه شد؟ معلمانی که قصد داشتند برای دریافت پاسخ مطلوب نسبت به خواسته های قانونی و صنفی خود به صورتی آرام در مقابل خانه ی ملت جمع شوند تا خبر اقدامات مسئولان را برای رفع مشکلات و اجرای وعده ها به مدارس ببرند به صورت ناباورانه و غیر منتظره ای با برخوردهای بسیار ناروا و خشن روبرو شدند که منجر به دستگیری تعداد زیادی از معلمان و فعالان صنفی گردید .
ملت بزرگوار ، فرهنگیان صبور ، حقوق دانان آگاه
بسیاری از معلمان شما را به جرم درخواست قانونی بر مبنای عمل به وعده ها و اجرای نظام هماهنگ پرداخت حقوق به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و عده ای را دستگیر و برای مدتی نامعلوم به محل های نامشخص بردند و خانواده های فرهنگیان بسیاری را نگران و مضطرب نمودند . در شرایطی که شورای هماهنگی کانون های صنفی سراسر کشور و دیگر تشکل های فرهنگیان تاکنون همه ی راههای قانونی را رفته و به مقامات ارشد کشور نامه و شکایت فرستاده اند و از وزیر تا وکیل با همه مذاکره نموده اند و چند سالیست که اغلب مسئولان وعده ی حل مشکلات معلمان رامی دهند ومعمولا نیز به فرهنگیان حق می دهند اما چرا به وعده هایشان عمل نمی کنند؟ به کدامین گناه صدها معلم در تهران و سراسر کشوررا دستگیر میکنند که اخبار دقیقی هم از آن ارائه نمی شود. کانون صنفی معلمان تهران قاطعانه از فعالیتهای صنفی و قانونی معلمان اعلام حمایت می کند و به طور جدی خواستار آزادی سریع همه ی معلمان و فعالان صنفی از جمله آقایان بهشتی ، باغانی ، قشقاوی ، بداقی ، نوراله اکبری ، باقری، اکبری پروشی و اعضای هیئت مدیره ی کرمانشاه و تمام معلمانی است که امروز بازداشت شدند در غیر این صورت مسئولیت هرگونه اقدام به تجمع و تحصن و راهپیمایی از سوی معلمان را متوجه عاملان بازداشت و ضرب و شتم معلمان می دانند .
همکاران گرامی کانون صنفی معلمان ایران در برخورد با اتفاقاتی که روی داد تصمیمات زیر را اتخاذ نمود
1- تحصن در مدرسه در روز پنج شنبه 24/12/85
2- در صورت آزاد نشدن معلمان دستگیر شده تجمع در مقابل مجلس روز 26/12/85
از تمامی همکاران می خواهیم با حداکثر توان به اطلاع رسانی به دیگر همکاران بپردازند.
منتظر اطلاعیه های بعدی ما باشید
کانون صنفی معلمان تهران ( ایران)
در تجمع معلمان در روبروي وزارت آموزش وپرورش؛ معلمان با پليس ضد شورش مواجه شدند. افرادي كه معلوم نيست آيا واقعا ايراني هستند. چرا كه با بدترين ضربه ها حتي به عابران پياده حمله مي كردند. مي زدند و مي بردند. پسر حدودا بيست ساله ايي راکه از ظاهرش کاملا مشخص بود رهگذر است و فقط پرسيد چه خبر است؟ را با زور از ماشين پياده كردند و كتك زدند...
به ما از كودكي مي گفتند معلمي شغل انبياست يا هركس كه تو را چيزي بياموزد تو را بنده خود كرده. وامروز ما مي بينيم پليس كه نقش امنيت و آرامش ما را بايد ايفا كند تبديل به چهره ايي مخوف شده. چهره ايي متفاوت با آنچه معلم مانمان به ما ياد دادند.
معلمي فيش حقوقيش را نشانم مي دهد و مي گويد:" با 30 سال سابقه كار و مدرک فوق لیسانس حقوقم 270 هزار تومان است. من سرپرست خانواده سه نفريمان هستم. اما چون زنم؛ از حق آعله مندي محروم مي شوم. من كار مساوي با يك همكار مردم انجام مي دهم اما از حقوقم بخاطر زن بودنم محروم مي شوم.
معلم ديگري مي گويد:"به شان و منزلت معلمان بي حرمتي فراواني در اين روزها شده. اين روزها در روبروي مجلس همانند جانيان با ما برخورد مي شود. ما فقط معلم هستيم و فقط مي خواهيم طرح هماهنگ حقوق بررسي و تصويب شود. ايا خواسته زيادي است كه با ما همانند تبهكاران برخورد مي كنند. در حالي كه وزير نفت حقوق كمتر از يك ميليون به كارمندانش نمي دهد من با مدرك ليسانس بايد 250 هزار تومان حقوقم باشد.
به گفته يك معلم ديگر خانواده را روبروي معلم و مدرسه قرار مي دهند. در رسانه ها مي گويند خانواده ها نبايد به مدرسه پولي پرداخت كنند وبعد مي بينيم نامه محرمانه براي مدير مدرسه مي آيد كه جذب كمك هاي مردمي تان ضعيف است.
احتياجي نيست كه وزير آموزش و پرورش بگويد معلمان دنبال كار آزاد بروند. چون از مدتها قبل آنها كار آزاد و شغل دومي هم براي گذران زندگيشان بايد داشته باشند. بهتر است آقاي فرشيدي كمي گوشهاي خود را باز كند و به حرفهاي معلمانمان گوش دهد به جاي اينكه برايشان پليس ضد شورش بياورد.
فرهنگيان براي برخورد به جلوي مجلس و وزارت آموزش و پرورش نيامده بودند. انها فقط مي خواستند مسئولان مشكلات صنفي شان را حل كنند. آنها دنبال گوشي در ميان اقايان براي شنيدن بودند نه باتومهايي كه بر بدن هاي رنجورشان فرود آيد
روزهاي انتخابات مجلس به زودي از راه مي رسند و ما فراموش نخواهيم كرد اين روزها را كه نماينده هايمان حتي زحمت بيرون آمدن را هم به خود ندادند.
دستگيري برخي از اعضاي شوراي مركزي كانون صنفي معلمان
صدای شدید نارنجک ها پشت سرهم می یاد. آخرین چهارشنبه سال می گه نوروز باستان نزدیکه. نمی دونم پس چرا این روزا؛ گذشت زمان را حس نمی کنم. چرا بوی نوروز قشنگ رو حس نمی کنم...
تو فکرم. پارسال چی کار می کردم و کجا بودم. دریکی از بهترین چهارشنبه سوری های ممکن بودم. یک زمین بزرگ فوتبال که یک طرفش هیزم بود وطرف دیگرش محل قرار گیری ساز و بلند گو های خیلی بزرگ. حس عالیی بود که زمین زیر پات از صدای بلندگوها بلرزه. و خوش باشی برای یک شب. فارق از نگاه ها رها بودن بسیار لذت بخشه. فارق از هر کس وهر چیزی بودن لذت بخشته...
داخل صدای نارنجک ها گم شدم. چرا جشن به این قشنگی اینطوری شد. چرا سنت هامون رو از دست می دیم یا خرابش می کنیم. چه کسی پشت پرده است که می خواد اصیل ترین روزامون رو ازمون بگیره. چه کسی...
شادي و محبوبه برايشان قرار بازداشت صادر شده و معلوم نيست تا كي دربند خواهند بود. ياراني كه هدفشان رسيدن به حقوق خود و هم نوعانشان بوده است.
هميشه در همه زمانها قدرتمندان زمان از شنيدن صداي حقانيت فراريند. هميشه با تمام توان به سركوب صداي حقيقي انسانها بلند شده اند. نمي دانم چگونه اينقدر راحت انسانهاي بي گناه را از حق خداوندي خودشان محروم مي كنند. ابتدايي ترين حقوق ما را مي گيرند به جرم اقدام عليه امنيت ملي. كدام امنيت.
ياران دربندمان ما هميشه با شماييم. روح ما در زندان در كنار شماست و مي دانيم كه هميشه حق پيروز خواهد شد و پيام آوران حق.
مطمئنا جنبش زنان روزهاي حساسي را سپري مي كند. روزهايي كه نتيجه های خواهد داشت.
امروز ما کتک می خوریم اما می دانم فردا زنان این سرزمین در برابری و آزادی که خداوند به ما هدیه کرده و شماها از ما گرفته اید زندگی خواهیم کرد. ما نخواهیم نشست و به عقب نخواهیم رفت. هدفمان والاترین انگیزه زندگیمان است. مابه پیش می رویم چون می دانیم برنده واقعی ما هستیم نه شما.
خاطره محبوبه عزیزم رااز روزهای زندگی در اوین بخوانید و متن زیبای الناز .
همچنان روز جهانی زن مبارک بر همه زنان و مردان آزاده.

نذاشتن کمی خوشحال شیم از آزادی بچه ها. پرستو نوشته چهارتا رو گرفتند. تا الان این اسم هارو به من دادن. مارال وگیتی و مونا .
روز جهانی زن را زمانی گرامی میداریم که هنوز قوانین تبعیضآمیز بر سر زنان میهنمان سنگینی میکند. سیاستهای جداسازی و سهمیهبندی جنسیتی با شدت هرچه تمامتر اعمال میشود. جنگ طلبان با کوبیدن بر طبل جنگ، آرامش و امنیت را از مردم سلب میکنند، حقوق بشر به طور مستمر نقض میشود. زنان، کودکان و سایر قربانیان خشونت و بیعدالتی، پناهی نمییابند و آسیبهای اجتماعی و فقر هرچه بیشتر چهرهای زنانه به خود میگیرد. در این شرایط، زنان با تلاشهای خستگیناپذیر در مسیر احقاق حقوق انسانی، شهروندی و جنسیتی همچنان پای میفشارند.
ما با تاکید بر خواستههای دموکراتیک و مسالمت جویانه خود، از همه زنان و مردان آزاداندیش دعوت میکنیم برای ابزار همبستگی تا رفع هر گونه تبعیض و بیعدالتی علیه زنان و اعتراض به دستگیر شدن عدهای از فعالان زنان، به تجمع ما که در روز 8 مارس، 17 اسفند 85 از ساعت 2 تا 3 بعد از ظهر در مقابل در اصلی مجلس برگزار خواهد شد، بپیوندند.
پ.ن1: اين تجمع بدون سر دادن هيچگونه شعاري و در سكوت برگزار خواهد شد. لطفن اگر ميآييد حتا اگر به شما توهين كردند با آنها درگير نشويد و حرفي نزنيد.
پ.ن2: با توجه به كمبود وقت و شايعهي لغو اين مراسم، تا جايي كه امكان دارد براي انتشار اين اطلاعيه بكوشيد.
اسامی کسانی که امروز آزاد می شوند: ناهید کشاورز، ناهید جعفری، آسیه امینی، سمیه فرید و زینب پیغمبرزاده.
اطلاعیه کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت جهت برگزاری تجمع اعتراضی نسبت به دستگیری و بازداشت غیرقانونی 33 تن از فعالین زنان
مکان: دانشکده علوم اجتماعی تهران - پل گیشا
زمان: سه شنبه 15 اسفند 85 ساعت 12 الی 2 بعدازظهر
نمی فهمم چرا ؟ کجای دنیا به این راحتی و بدون هیچ جر می انسانها رو می گیرن؟
با گذشت بيست و چهار ساعت از دستگيری سی و سه نفر از روزنامه نگاران و فعالان جنبش زنان، ما، به عنوان خانواده های آنهاهمچنان درنگرانی و بی خبری از وضعيت عزيزانمان به سر ميبريم.
اين در حالی است که متاسفانه از ساعات اوليه بازداشت هيچ فرد پاسخگويی در مقام ابهام زدايی از وضعيت رسيدگی به امور بازداشت شدگان نيست و خانواده های آنها نيز علی رغم قول مساعد برخی مقامات قضايی و انتظامی از صبح امروز با مراجعه به زندان اوين اطلاعی از وضعيت آنها نيافتند.
بر اين اساس ما امضا کنندگان ذيل به عنوان اعضای خانواده افراد بازداشت شده خواستار اطلاع فوری از وضعيت عزيزانمان هستيم و اميدواريم هرچه سريعتر شاهد آزادی آنها باشيم:
- ثريا يعقوبی (مادر پروين اردلان)
- نسرين و شيرين اردلان (خواهران پروين اردلان)
-مريم اردلان (عمه پروين اردلان)
- جواد منتظری ( همسر آسيه امينی)
- پريسا سرمدی(خواهر پرستو سرمدی)
- بهمن احمدی امويی (همسر ژيلا بنی يعقوب)
- عبدالحسين انتصاری (پدر شهلا و فريده و ناهيد انتصاری)
- نادر حاج محسن (همسر ناهيد کشاورز)
- حميد سرداری (همسر ناهيد جعفری)
- هاشم ايمانيان (پدر سارا ايمانيان)
- مريم و محيا امی (دختران محبوبه عباسقلی زاده)
- حسين نيلچيان (همسر شادی صدر)
- احمد صدر(پدر شادی صدر)
- بهجت حاجی حسين (مادر شادی صدر)
- حجت منتظری (همسر سميه فريد)
- جوانه جواهری (خواهر جلوه جواهری)
- گوهر بيات (مادر جلوه جواهری)
-مهدی جواهری (پسرعموی جلوه جواهری)
- هاجر حسين خواه (خواهر مريم حسين خواه)
- معصومه لقمانی (خواهر سارا لقمانی)
- حميد امينی (همسر سارا لقمانی)
- شهين امجديان (خواهر زارا امجديان)
- زهره اميريان (مادر آزاده فرقانی)
- محمد گلکار (پدر نيلوفر گلکار)
قرار شده اونهایی که بدون سابقه هستند رو امشب آزاد کنند.(البته من فکر نمی کنم) و بقیه را بعد.
فردا ساعت نه صبح دم در اوین.
همه ایستاده کنار خیابان با پلاکاردهایی که رویشان نوشته شده بود طبق اصل 127 قانون اساسی تجمع مسالمت آمیزحق ماست.(اینا خودشون هم به قانونشون اعتقادی ندارن) بی هیچ شعر و شعاری. با آرامش کامل. نمی خواستیم چیزی جزء ایستادن در مقابل دادگاه انقلاب. بعد از حدود ده دقیقه دو پلیس مرد و یک زن رسیدند. چند دقیقه ایی با بی سیم صحبت کردند و سپس آمدند به سمت ما.
یکی از پلیس های مرد در حالی که عربده می زد اول رفت سراغ آقایون و به اونها گفت برین. سعی می کرد بچه ها رو بترسونه و با بددهنی خود به متفرق کردن جمعیت ادامه می داد. دو نفر دیگر با ارامی بیشتری می گفتند برین. دستور از بالاست الان می بان و می برنتون.بچه ها می گفتند ما که کاری نمی کنیم ولی اونا می گفتند: دستور از بالا است و متفرق شین. یک سری از بچه ها آمدیم به سمت پیاده رو . مشغول راه رفتن شدیم. یک سری دیگه رفتن و نشستن توی پیاده رو. یکی گفت تو پیاده رو نرین. خیلی راحت می گیرنمون.
بچه هایی را که تا بین راه یا سر خیابان معلم آمده بودند رانگذاشتن برگردن. هر چی می گفتیم ما هم می خوایم بریم اونطرف می گفتند که کاری با هاشون نداریم و یک ساعت دیگه اونها هم می یان هم اینجا. سر خیابان معلم وایستاده بودیم که دیدم دوتا مینی بوس امد و حدودا بعد از دو ساعت از شروع تجمع قانونی ما همه بچه های رو که نشسته بودند گرفتند و سوار مینی بوس کردند. با داد وبیدا حتی سر ناهید جعفری را هم به در مینی بوس زدندو با افتخار صورتشو ژر از خون کردند. حتی سوسن شهلا شیرین پروین و شادی را هم گرفتند وجلسه بدون حضور متهمین برگزار شد.( آدم نمیدونه بخنده یا گریه کنه) باورش سخت بود که به این راحتی هر کاری دلشون خواست انجام دادند و حتی وکیل ها هم هیچ کاری نتونستند انجام بدن.
بچه هایی که باقی مونده بودیم شروع کردیم به خبر رسانی به هر جای ممکن. خیلی عالیه که در بین دوستان همفکرحضور داشته باشی و ببینی که با چه انرزی در نبود تو مشغول به کار بودند.
بچه ها رو بردند عشرت آباد و بعد چون جا نبوده رفتن وزراء. از ساعت حدودا دوازده اونجا بودیم همراه با یکسری از خانواده های که خبر دار شده بودند وتا الان هنوز بچه ها آزاد نشدند. خانواده ها همچنان هستند و بازجوها مشغول بازجویی. بازجویی از کسانی که نه تنها جرمی مرتکب نشده اند بلکه زندگی خود را وقف خدمت به هم نوعان دیگرشان کرده اند. امروز بار دیگر ما از ابتدائی ترین حق خود محرم شدیم. به جرم طبیعی ترین حق هر شهروندی. حالم بده. خیلی زیاد. نمیدونم چی می شه.چی قراره بشه.
لینک های مربوط:
وضعيت نامعلوم بازداشت شدگان پس از 8 ساعت
بيانيه خانواده هاي دستگير شدگان و دادگاه داودي مهاجر، احمدي، اردلان، انتساري و طهماسب برگزار شد
فراخوان ”كميته رسانه“ كمپين يك ميليون امضاء:
تغییر برای برابری، سایت اینترنتی کمپین یک میلیون امضا در کمتر از دو هفته برای سومین بار فیلتر شد. با وجود راه اندازی آدرس جدید سایت، جمعی از فعالان کمپین تصمیم گرفته اند با راه اندازی وبلاگ هایی به نام «تغییر برای برابری» اقدام به انتشار مطالب جدید سایت کمپین کنند.
از همین رو کمیته رسانه کمپین براي گسترش اصلاعرساني ، از كليهي وبلاگنويسان حامي كمپين در هر نقطهي دنيا، ميخواهد در صورت امكان، هر كدام يك وبلاگ با نام« تغيير براي برابري» راهاندازي كرده و همزمان با انتشار مطالب جدید در سایت کمپین، آنان نيز همان مطالب را در وبلاگهايي كه راهاندازي كردهاند منتشر سازند.
اين حركت جمعي علاوه بر آسان كردن دسترسي مخاطبان به مطالب سايت فيلتر شده كمپين می تواند روشی مسالمت آمیز برای اعتراض به فیلترینگ نیز باشد.
هر بار فيلتر شدن سايت كمپين، علاوه بر اختلال ميان سايت با مخاطبانش و نيز تحميل وقت و انرژي بسيار، بار مالي را نيز به اعضاي كمپين كه همگي بهطور داوطلبانه فعاليت ميكنند تحميل ميكند. هزينهي خريد دمين جديد (آدرس جديد) هر بار بالغ بر 10هزار تومان است و تمامي هزينه هاي سايت از طريق كمكهاي مالي اعضا و حاميان كمپين تامين ميشود، از همين رو كميته رسانه كمپين از هر پيشنهادي كه به شكستن سد فيلترينگ و نشر مطالب سايت كمپين كمك كند استقبال مي كند.
در اولین گام شش وبلاگ به صورت همزمان از امروز آغاز به کار می کند.علاقمندان به دریافت مطالب کمپین از پایگاه های اینترنتی فیلتر نشده می توانند با اضافه کردن آی دی we4change@yahoo.com در یاهو منسجرشان هر روز آدرس های فیلتر نشده سایت کمپین را دریافت کنند .
براي ارسال وبلاگهاي جديدي كه به اين منظور راهاندازي ميكنيد نيز مي توانيد با كميته رسانه كمپين از طريق ايميل onlinewechange@gmail.com تماس بگيريد.
مطالب جدید کمپین در اين وبلاگ ها منتشر مي شود:
http://wechange1.blogspot.com/