تبليغاتX
برف دوست داشتنی

برف دوست داشتنی

۱.متاسفانه به دلیل اتفاق پنجشنبه نتونستم برم جلسه کمپین. به نظر پیشنهاد الناز ناطقی خیلی خوبه. دادن جزوه های حقوقی به جای کارت پستال عید و تشکیل کاروان های کمپین در سال آینده.به امید همه گیر شدن مطالبات زنان در هر خانه و خانواده.

۲.کمیته دانشجویی گزارشگران بدون مرز از به مرخصی آمدن احمد باطبی خبر داد. بعد از شنیدن این همه خبر بد حداقل یک خبر خوب هم شنیدیم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 8:35  توسط مونا  

 

پشت کامپیوتر نشسته بودم و داشتم خبر مربوط به معلم ها رو کار می کردم، که زنگ در زده شد. وقتی در را  باز کردم یک مرد سبزه با ته ریش همراه با سه مرد دیگرروبرویم ایستاده بودند. گفت : من با آقای رزاقی کار دارم و جلو آمد وسه نفر هم پشت سرش آمدند داخل و در را بستند. اسمش را پرسیدم. در حالی که اطراف را زیز نظر داشت گفت محمدی. به سمت اتاقی که اقای دکتر بود رفتم و انها هم بجای اینکه بیستاند به دنبالم راه افتادن. وقتی به اقای رزاقی گفتم اقای محمدی با شما کار داره با تعجب منو نگاه کرد. نگاهی که حاکی از نا آشنای دکتر با اسم محمدی بود. پشت سرم اقایان ایستاده بودند.

 یکی شان با دوربین فیلم می گرفت از همه که پشت کامپیوترهامون بودیم. گفتند هیچکس حق خروج  و ورود رو نداره. بعد از پنج دقیقه زنگ در زده شد. بلند شدم وبه طرف در رفتم .گفت نمی شه درو باز کنی. گفتم از بچه های همین جاست یعنی چی که در رو باز نکن. سوسن بود. این پنجشنبه آخر سال از ابتدا فرق داشت. امروز برعکس پنجشنبه های دیگه همه بودند.

کاملا گیج شده بودم. از روز فبل تمامی تصاویر خشونت و برخورد پلیس ضد شورش را با  تجمع معلمان  با خود داشتم. همراه با کابوس شبانه پلیس ضد شورش ودر آن لحظه ماموران اطلاعات یا دادگستری در روبرویم

.آسیه آمد پیشم وگفت مونا من می رم ومیگم شماها برین. ولی جواب آسیه نه بود تا اینکه صحبت های ارشد گروه به پایان رسید و به ما گفت همه بروند بجز دکتر رزاقی. سوسن گفت ما هیئت مدیره هستیم وباید باشیم وبعد دوباره دستور باصدای بلندتری تکرار شد. فیلم برداری همچنان ادامه داشت. گفتند همه بروند وبه هیچ چیز دست نزنید.کامپیوترها را خاموش نکنید و بروید.

 باورش سخت بود که در این مدت کم چقدر اتفاق های بزرگ سخت برایمان افتاد. بچه ها خبر می دادن و من بهت زده  فقط تونستم به محبوبه بگم. زمان مفهومش رو برام از دست داده بود همه رو با چشم مامورانی که در حال نظاره حرکات ما بودند می دیدم. نمی دونم بعد از نیم ساعت بود یا یک ساعت که مریم گفت بچه ها دکتر. از پشت شیشه نان داغ کباب داغ دیدمش که قبل از این که سوار ماشین شود برگه ایی رو بهش نشون دادن. سپس دو نفر دو طرفش نشستند وهمراه با یک 405 دیگر رفتند وما ماندیم و یک دنیا سردرگمی که چرا ؟

از پله ها بالا رفتیم. بله کنشگران عزیزمان پلمپ شده بود. اولین مکانی که بهترین دوستان وهمفکرانم را در آنجا یافتم. مکانی که هیچوقت فراموشش نخواهم کرد. بانوشته ای بر روی دیوارش "تا اطلاع ثانوی این مکان بدستور دادگستری ودادگاه انقلاب تعطیل است" همراه با قفل جدیدی بر در. باورش سخت بود همانند کابوس شب قبلش. محبوبه به سختی با عصا از پله ها بالا آمد. بهش می گویم باور نمی کند.خودش باید ببیند. همه مان شوک زده شده ایم. همراه با هزارن سئوال که جوابی برایشان پیدا نمی شود.

ساعتها گذشت. ساعاتی که برایم همانند روزها گذشت.

ساعت حدود 7 بود که محبوبه زنگ زد وخبر از آزاد بودن دکتر داد. بهترین خبری که می توانستم بشنوم.

این روزها هر روز به میزان چراهای ذهنم افزوده می شود. که ما در کجا هستیم. و دولتمندان ما در کجا؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 21:33  توسط مونا   | 

کانون صنفی در اخرین بیانه خود چنین اعلام کرد:

همکاران صبور ، فرهنگیان فهیم ، معلمان آگاه

سپاس از حضور پر شور زنان و مردان معلم که در سراسر کشور در تجمعات حق طلبانه شرکت کردند . همکاران گرامی همانطور که مطلعید نمایندگان شورای هماهنگی کانون های صنفی سراسر کشور با توجه به وعده های داده شده روز سه شنبه  22/12/85 مطابق برنامه ی پیشنهادی هیئت رئیسه ی مجلس در خانه ی ملت حاضر شدند اما متاسفانه مواجه با حضور چند تن از مسئولان نظامی و امنیتی و فقط یک نفر از طرف مجلس شدند که نتیجه ای از این جلسه حاصل نشد و حتی مسئولان حاضر ضمن تبشیر و تبذیر از فعالیت های صنفی و تهدید معلمان و فعالان صنفی شرکت کننده در تجمعات ؛اجرای طرح پلکانی لایحه  را به صورتی مبهم به عنوان تنها پاسخ به درخواست های قانونی فرهنگیان سراسر کشور عنوان کردند  و حتی گفتند : معلمان عجله ای برای اجرای لایحه و افزایش حقوق نداشته باشند اما امروز چه شد؟ معلمانی که قصد داشتند برای دریافت پاسخ مطلوب نسبت به خواسته های قانونی و صنفی خود به صورتی آرام در مقابل خانه ی ملت جمع شوند  تا خبر اقدامات مسئولان را برای رفع مشکلات و اجرای وعده ها به مدارس ببرند به صورت ناباورانه و غیر منتظره ای با برخوردهای بسیار ناروا و خشن روبرو شدند که منجر به دستگیری تعداد زیادی از معلمان و فعالان صنفی گردید .

ملت بزرگوار ، فرهنگیان صبور ، حقوق دانان آگاه

بسیاری از معلمان شما را به جرم درخواست قانونی بر مبنای عمل به وعده ها و اجرای نظام هماهنگ پرداخت حقوق به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و عده ای را دستگیر  و برای مدتی نامعلوم به محل های نامشخص بردند و خانواده های فرهنگیان بسیاری را نگران و مضطرب نمودند . در شرایطی که شورای هماهنگی کانون های صنفی سراسر کشور و دیگر تشکل های فرهنگیان تاکنون همه ی راههای قانونی را رفته و به مقامات ارشد کشور نامه و شکایت فرستاده اند و از وزیر تا وکیل با همه مذاکره نموده اند و چند سالیست که اغلب مسئولان وعده ی حل مشکلات معلمان رامی دهند  ومعمولا نیز به فرهنگیان حق می دهند  اما چرا به وعده هایشان عمل نمی کنند؟ به کدامین گناه صدها معلم در تهران و سراسر کشوررا دستگیر  میکنند که اخبار دقیقی هم از آن  ارائه نمی شود. کانون صنفی معلمان تهران قاطعانه از فعالیتهای صنفی و قانونی معلمان اعلام حمایت می کند و به طور جدی خواستار آزادی سریع همه ی معلمان و فعالان صنفی  از جمله آقایان بهشتی ، باغانی ، قشقاوی ، بداقی ، نوراله اکبری ، باقری، اکبری پروشی  و اعضای هیئت مدیره ی کرمانشاه و تمام معلمانی است  که امروز بازداشت شدند در غیر این صورت مسئولیت هرگونه اقدام به تجمع و تحصن و راهپیمایی از سوی معلمان را متوجه عاملان بازداشت و ضرب و شتم معلمان می دانند .

همکاران گرامی کانون صنفی معلمان ایران در برخورد با اتفاقاتی که روی داد تصمیمات زیر را اتخاذ نمود

1-      تحصن در مدرسه در روز پنج شنبه 24/12/85

2-       در صورت آزاد نشدن  معلمان  دستگیر شده تجمع در مقابل مجلس روز 26/12/85

از تمامی همکاران می خواهیم با حداکثر توان به اطلاع رسانی به دیگر همکاران بپردازند.

منتظر اطلاعیه های بعدی ما باشید

کانون صنفی معلمان تهران ( ایران)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 11:13  توسط مونا  

 

در تجمع معلمان در روبروي وزارت آموزش وپرورش؛ معلمان با پليس ضد شورش مواجه شدند. افرادي كه معلوم نيست آيا واقعا ايراني هستند. چرا كه با بدترين ضربه ها حتي به عابران  پياده حمله مي كردند. مي زدند و مي بردند. پسر حدودا بيست ساله ايي راکه از ظاهرش کاملا مشخص بود رهگذر است و فقط پرسيد چه خبر است؟ را با زور از ماشين پياده كردند و كتك زدند...

به ما از كودكي مي گفتند معلمي شغل انبياست يا هركس كه تو را چيزي بياموزد تو را بنده خود كرده.  وامروز ما مي بينيم پليس كه نقش امنيت و آرامش ما را بايد ايفا كند تبديل به چهره ايي مخوف شده. چهره ايي متفاوت با آنچه معلم مانمان به ما ياد دادند.

معلمي فيش حقوقيش را نشانم مي دهد و مي گويد:" با 30 سال سابقه كار و مدرک فوق لیسانس  حقوقم 270 هزار تومان است. من سرپرست خانواده سه نفريمان هستم. اما چون زنم؛ از حق آعله مندي محروم مي شوم. من كار مساوي با يك همكار مردم انجام مي دهم اما از حقوقم  بخاطر زن بودنم محروم مي شوم.

معلم ديگري مي گويد:"به شان و منزلت معلمان بي حرمتي فراواني در اين روزها شده. اين روزها در روبروي مجلس همانند جانيان با ما برخورد مي شود. ما فقط معلم هستيم و فقط مي خواهيم طرح هماهنگ حقوق بررسي و تصويب شود. ايا خواسته زيادي است كه با ما همانند تبهكاران برخورد مي كنند. در حالي كه وزير نفت حقوق كمتر از يك ميليون به كارمندانش نمي دهد من با مدرك ليسانس بايد 250 هزار تومان حقوقم باشد.

به گفته يك معلم ديگر خانواده را روبروي معلم و مدرسه قرار مي دهند. در رسانه ها مي گويند خانواده ها نبايد به مدرسه پولي پرداخت كنند وبعد مي بينيم نامه محرمانه براي مدير مدرسه مي آيد كه جذب كمك هاي مردمي تان ضعيف است.

احتياجي نيست كه وزير آموزش و پرورش بگويد معلمان دنبال كار آزاد بروند. چون از مدتها قبل آنها كار آزاد و شغل دومي هم براي گذران زندگيشان بايد داشته باشند. بهتر است آقاي فرشيدي كمي گوشهاي خود را باز كند و به حرفهاي معلمانمان گوش دهد به جاي اينكه برايشان پليس ضد شورش بياورد.

فرهنگيان براي برخورد به جلوي مجلس و وزارت آموزش و پرورش نيامده بودند. انها فقط مي خواستند مسئولان مشكلات صنفي شان را حل كنند. آنها دنبال گوشي در ميان اقايان براي شنيدن بودند نه باتومهايي كه بر بدن هاي رنجورشان فرود آيد.

روزهاي انتخابات مجلس به زودي از راه مي رسند و ما فراموش نخواهيم كرد اين روزها را كه نماينده هايمان حتي زحمت بيرون آمدن را هم به خود ندادند.

دستگيري برخي از اعضاي شوراي مركزي كانون صنفي معلمان‏

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 17:6  توسط مونا  

 

صدای شدید نارنجک ها پشت سرهم می یاد. آخرین چهارشنبه سال می گه نوروز باستان نزدیکه. نمی دونم پس چرا این روزا؛ گذشت زمان را حس نمی کنم. چرا بوی نوروز قشنگ رو حس نمی کنم...

تو فکرم. پارسال چی کار می کردم و کجا بودم.  دریکی از بهترین چهارشنبه سوری های ممکن بودم. یک زمین بزرگ فوتبال که یک طرفش هیزم بود وطرف دیگرش محل قرار گیری ساز و بلند گو های خیلی بزرگ. حس عالیی بود که زمین زیر پات  از صدای بلندگوها بلرزه. و خوش باشی برای یک شب.  فارق از نگاه ها رها بودن بسیار لذت بخشه. فارق از هر کس وهر چیزی بودن لذت بخشته...

داخل صدای نارنجک ها گم شدم. چرا جشن به این قشنگی اینطوری شد. چرا سنت هامون رو  از دست می دیم یا خرابش می کنیم. چه کسی پشت پرده است که می خواد اصیل ترین روزامون رو ازمون بگیره. چه کسی...

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 22:51  توسط مونا  

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 15:27  توسط مونا   | 

در حالی روز جهانی زن را پشت سر می گذاریم که شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده دو تن از فعالان حقوق زن در بازداشت به سر می برند. این دو فعال حقوق زنان سال هاست که در چهارچوب قانون در حوزه مسائل زنان و جامعه مدنی تلاش گسترده ای کرده اند. اما متاسفانه اکنون شاهدیم که این دو تن از 13 اسفندماه به طور غیر قانونی دستگیر شده و اکنون در بازداشت به سر می برند.

از این رو ما در مرکز فرهنگی زنان ضمن محکوم کردن این بازداشت، خواهان آزادی بی قید وشرط و هرچه سریع تر شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده هستیم و از تمام فعالان حقوق زنان می خواهیم اعتراض خود را نسبت به بازداشت این دو عضو جنبش زنان اعلام نمایند.

مرکز فرهنگی زنان
20 اسفند 1385


+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1385ساعت 10:7  توسط مونا  

 

شادي و محبوبه برايشان قرار بازداشت صادر شده و معلوم نيست تا كي دربند خواهند بود.  ياراني كه هدفشان رسيدن به حقوق خود و هم نوعانشان بوده است.

 

هميشه در همه زمانها قدرتمندان زمان از شنيدن صداي حقانيت فراريند. هميشه با تمام توان به سركوب صداي حقيقي انسانها بلند شده اند. نمي دانم چگونه اينقدر راحت انسانهاي بي گناه را از حق خداوندي خودشان محروم مي كنند. ابتدايي ترين حقوق ما را مي گيرند به جرم اقدام عليه امنيت ملي. كدام امنيت.

 

ياران دربندمان ما هميشه با شماييم. روح ما در زندان در كنار شماست و مي دانيم كه هميشه حق پيروز خواهد شد و پيام آوران حق.

مطمئنا جنبش زنان روزهاي حساسي را سپري مي كند. روزهايي كه نتيجه های خواهد داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 18:37  توسط مونا  

خوشحال شدم از شنیدن خبر آزادی دوستانی که روبروی مجلس بازداشت شدند. دلم می خواد بگویم با این کارها و رفتاری که با ما می کنید( بااین فحش ها که برازنده خودتان است) ما زنها که فقط عادی ترین حقوق خود را می خواهیم باز هم از قبل مصمم تر می شوم برای ادامه این راه مقدس.

امروز ما کتک می خوریم اما می دانم فردا زنان این سرزمین در برابری و آزادی که خداوند به ما هدیه کرده و شماها از ما گرفته اید زندگی خواهیم کرد. ما نخواهیم نشست و به عقب نخواهیم رفت. هدفمان والاترین انگیزه زندگیمان است. مابه پیش می رویم چون می دانیم برنده واقعی ما هستیم نه شما.

خاطره  محبوبه عزیزم رااز روزهای زندگی در اوین بخوانید و  متن زیبای الناز .

همچنان روز جهانی زن مبارک بر همه زنان و مردان آزاده.

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت 9:23  توسط مونا  

وای خدای بزرگ بازم بچه ها رو گرفتند. لعنت به هر چی آدم عوضیه. تا کی می خوان بجای دزدا و قاچاق چی ها ما ها رو بگیرن.

نذاشتن کمی خوشحال شیم از آزادی بچه ها. پرستو نوشته چهارتا رو گرفتند. تا الان این اسم هارو به من دادن. مارال وگیتی و مونا .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 18:17  توسط مونا  

خواهش مي‌كنم با توجه به شايعاتي در خصوص لغو تجمع روز 5‌شنبه مقابل مجلس در انتشار اين اطلاعيه همكاري كنيد. چرا كه برگزاري اين تجمع به قوت خود باقي‌ست):


روز جهانی زن را زمانی گرامی می‌داریم که هنوز قوانین تبعیض‌آمیز بر سر زنان میهنمان سنگینی می‌کند. سیاست‌های جداسازی و سهمیه‌بندی جنسیتی با شدت هرچه تمام‌تر اعمال می‌شود. جنگ طلبان با کوبیدن بر طبل جنگ، آرامش و امنیت را از مردم سلب می‌کنند، حقوق بشر به طور مستمر نقض می‌شود. زنان، کودکان و سایر قربانیان خشونت و بی‌عدالتی، پناهی نمی‌یابند و آسیب‌های اجتماعی و فقر هرچه بیشتر چهره‌ای زنانه به خود می‌گیرد. در این شرایط، زنان با تلاش‌های خستگی‌ناپذیر در مسیر احقاق حقوق انسانی، شهروندی و جنسیتی هم‌چنان پای می‌فشارند.
ما با تاکید بر خواسته‌های دموکراتیک و مسالمت جویانه خود، از همه زنان و مردان آزاداندیش دعوت می‌کنیم برای ابزار همبستگی تا رفع هر گونه تبعیض و بی‌عدالتی علیه زنان و اعتراض به دستگیر شدن عده‌ای از فعالان زنان، به تجمع ما که در روز 8 مارس، 17 اسفند 85 از ساعت 2 تا 3 بعد از ظهر در مقابل در اصلی مجلس برگزار خواهد شد، بپیوندند.

 

پ.ن1: اين تجمع بدون سر دادن هيچ‌گونه شعاري و در سكوت برگزار خواهد شد. لطفن اگر مي‌آييد حتا اگر به شما توهين كردند با آن‌ها درگير  نشويد و حرفي نزنيد.

پ.ن2: با توجه به كمبود وقت و شايعه‌ي لغو اين مراسم، تا جايي كه امكان دارد براي انتشار اين اطلاعيه بكوشيد.

پ.ن3: اين تجمع تنها براي بزرگداشت مراسم 8 مارس و در اعتراض به بازداشت فعالان زن برگزار خواهد شد و هيچ هدف ديگري را دنبال نمي‌كند و وابسته به هيچ سازمان يا فرد خاصي نيست و فقط تصميم جمعي از فعالان زن است كه دستگير نشده‌اند!
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 10:25  توسط مونا  

دیشب بچه ها ساعت دو نیمه شب ازاد شدند. خیلی خوشحالم...  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 10:25  توسط مونا  

دیروز هشت نفر از بچه ها آزاد شدند و امروز قراره پنچ نفر دیگر.

اسامی کسانی که امروز آزاد می شوند: ناهید کشاورز، ناهید جعفری، آسیه امینی، سمیه فرید و زینب پیغمبرزاده.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت 10:0  توسط مونا  

تا الان قرار بر این شده که هشت مارس روبروی مجلس ساعت ۲ تا ۳ همه آنجا باشیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 16:11  توسط مونا  

‎هشت مارس 2005، مطابق با 18 اسفند 1383، به یمن سالگرد روز جهانی زن، دو نهال نورس در «مرکز فرهنگی زنان» سربرافراشت، کتابخانه صدیقه دولت آبادی و جایزه ای به همین نام برای بهترین اثر در حوزه مطالعات زنان.
کتابخانه را محملی دیدیم برای عرضه آثار زنان و حوزه های مرتبط با آن، و جایزه کتاب را بهانه ای یافتیم برای معرفی فهرست برگزیده آثار مکتوب در حوزه ای که تا چند سال پیش حتی برای مخاطبان کنونی اش نیز ناآشنا بوده است. باشد تا که کیفیت و کمیت آثار مورد بررسی در سال های آینده بیش و بیشتر شود.
اینک، در آستانه هشت مارس 2007، دو نهال نورسی که بنیان نهادیم، سومین سال تولد خویش را جشن می گیرند. در سومین دوره جایزه تندیس صدیقه دولت آبادی از همه دوستدارن فرهنگ و مطالعات زنان دعوت می کنیم تا در مراسم اهدای جایزه کتاب برگزیده حوزه مطالعات زنان حضور به عمل رسانند.زمان برگزاری : چهارشنبه 16 اسفند 1385 ساعت 5-7 بعدازظهرمکان برگزاری: خیابان شهیدلواسانی ( فرمانیه)، نرسیده به شهروند ، پلاک 112

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 8:35  توسط مونا  

اطلاعیه کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت جهت برگزاری   تجمع اعتراضی نسبت به دستگیری و بازداشت غیرقانونی 33 تن از فعالین زنان

مکان: دانشکده علوم اجتماعی تهران - پل گیشا

زمان: سه شنبه 15 اسفند 85 ساعت 12 الی 2 بعدازظهر

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 8:33  توسط مونا  

خیلی حالم بده. مثل این که یک نفر قلبتو گرفته تو دستاش و داره فشار می ده. هنوز بچه ها آزاد نشدند. قراره یک سری رو فردا آزاد کنند. و هنوز معلوم نیست کیا رو؟ همینطوری اشکام میاد.

نمی فهمم چرا ؟ کجای دنیا به این راحتی و بدون هیچ جر می انسانها رو می گیرن؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 0:30  توسط مونا   | 

 


با گذشت بيست و چهار ساعت از دستگيری سی و سه نفر از روزنامه نگاران و فعالان جنبش زنان، ما، به عنوان خانواده های آنهاهمچنان درنگرانی و بی خبری از وضعيت عزيزانمان به سر ميبريم.

اين در حالی است که متاسفانه از ساعات اوليه بازداشت هيچ فرد پاسخگويی در مقام ابهام زدايی از وضعيت رسيدگی به امور بازداشت شدگان نيست و خانواده های آنها نيز علی رغم قول مساعد برخی مقامات قضايی و انتظامی از صبح امروز با مراجعه به زندان اوين اطلاعی از وضعيت آنها نيافتند.

بر اين اساس ما امضا کنندگان ذيل به عنوان اعضای خانواده افراد بازداشت شده خواستار اطلاع فوری از وضعيت عزيزانمان هستيم و اميدواريم هرچه سريعتر شاهد آزادی آنها باشيم:

- ثريا يعقوبی (مادر پروين اردلان)
- نسرين و شيرين اردلان (خواهران پروين اردلان)
-مريم اردلان (عمه پروين اردلان)
- جواد منتظری ( همسر آسيه امينی)
- پريسا سرمدی(خواهر پرستو سرمدی)
- بهمن احمدی امويی (همسر ژيلا بنی يعقوب)
- عبدالحسين انتصاری (پدر شهلا و فريده و ناهيد انتصاری)
- نادر حاج محسن (همسر ناهيد کشاورز)
- حميد سرداری (همسر ناهيد جعفری)
- هاشم ايمانيان (پدر سارا ايمانيان)
- مريم و محيا امی (دختران محبوبه عباسقلی زاده)
- حسين نيلچيان (همسر شادی صدر)
- احمد صدر(پدر شادی صدر)
- بهجت حاجی حسين (مادر شادی صدر)
- حجت منتظری (همسر سميه فريد)
- جوانه جواهری (خواهر جلوه جواهری)
- گوهر بيات (مادر جلوه جواهری)
-مهدی جواهری (پسرعموی جلوه جواهری)
- هاجر حسين خواه (خواهر مريم حسين خواه)
- معصومه لقمانی (خواهر سارا لقمانی)
- حميد امينی (همسر سارا لقمانی)
- شهين امجديان (خواهر زارا امجديان)
- زهره اميريان (مادر آزاده فرقانی)
- محمد گلکار (پدر نيلوفر گلکار)

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 0:8  توسط مونا  

دستگیری سی و سه نفر از فعالان جنبش زنان در13 اسفندماه، نشان از توجه ویژه قانونگذاران و مجریان نسبت به حقوق و مطالبات زنان در آستانه روز جهانی زن دارد.
ضرب و شتم نیروهای انتظامی به تجمع مسالمت آمیز زنان در مقابل دادگاه انقلاب انتظامی وانتقال دستگیرشدگان به بازداشتگاه مبارزه با مفاسد اجتماعی خیابان وزرا و سپس زندان اوین رویکرد خشونت بار مسئولین را نسبت به جنبش برابری خواه زنان برملا ساخت. ازسوی دیگر انتشار اطلاعیه مشترک وحضور طیف های مختلف جنبش زنان در اعتراض به روند دستگیری و بازجویی فعالان جنبش زنان باردیگر نیرویی تازه در کالبد جنبش زنان دمید .ازاولین دقایق انتقال دستگیرشدگان به بازداشتگاه وزرا ، جمع زیادی از خانواده ها ، فعالان زنان و فعالان دانشجویی در محل جمع شده و پس از 3 ساعت ونیم حضور در خیابان و پیاده روی مقابل ، علیرغم ممانعت نیروهای انتظامی وارد محوطه شده وممصم شدند که تا روشن شدن وضعیت دستگیرشدگان خارج نشوند. سرانجام در ساعات آغازین شب علیرغم اعتراض و حضورگسترده افراد در مقابل در پارکینگ و خیابان وزرا ، تمامی دستگیرشدگان با دو مینبی بوس به زندان اوین منتقل شدند . «مرکز فرهنگی زنان» ، ضمن اعتراض به دربند شدن یاران فعال جنبش در کنار شش عضو متعهد و کوشایش( نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، ناهید جعفری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز و مریم میرزا) و با توجه به نامعلوم بودن وضعیت پرونده آنان ،در آستانه روزر جهانی زن ، خواهان آزادی تمامی یاران و دوستان دربند خویش و متوقف کردن روند احضارها ، دستگیری ها ، و تهدیدهایی است که نسبت به اعضای جنبش زنان صورت می گیرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اسفند1385ساعت 23:59  توسط مونا  

كنشگران خبر ويژه : 14/12/85
گروهي از فعالان جنبش زنان در اعتراض به دادگاه 5 نفر از فعالان اين جنبش، صبح روز شنبه 13 اسفندماه در مقابل دادگاه انقلاب اسلامي تجمعي مسالمت آميز برپا كردند كه دخالت نيروهاي امنيتي - انتظامي منجر به دستگيري 33 نفر از آنان گرديد و تا كنون عليرغم گذشت بيش از 24ساعت از زمان بازداشت ؛ وضعيت آنان مشخص نشده و درمقابل خبرهاي ضدو نقيضي بطور غير رسمي از وضعيت آنان منتشر مي شود . تجمع ديروز جمعي از فعالان حقوق زنان در مقابل دادسراي انقلاب در حقيقت ادامه اعتراض به دستگيري گروهي از زنان و مرداني كه در تجمع 22 خرداد در ميدان هفت تير با برخورد نيروهاي امنيتي -انتظامي مواجه شدند،برگزار شد. اين دستگيري ها در حالي اتفاق افتاده كه تا فرا رسيدن 8 مارس ، روز جهاني زن زمان زيادي نمانده است. سوسن طهماسبي،يكي از اعضاي هيات مديره اين موسسه ، آسيه اميني،محبوبه حسين زاده و مريم ميرزا از همكاران فعال موسسه كنشگران، كه در مقابل دادگاه انقلاب حضور داشتند از جمله بازداشت شدگان هستند. نظر به اينكه حق تشكيل اجتماعات از حقوق اوليه كليه شهروندان محسوب مي شود موسسه كنشگران داوطلب، اقدام مقامات قضايي و انتظامي در بازداشت غيرقانوني كليه اين افراد را محكوم كرده و خواستار آزادي بدون قيد و شرط بازداشت شدگان است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اسفند1385ساعت 23:57  توسط مونا  

صبح امروز جمعي از فعالين جنبش زنان كه در حمايت از متهمين پرونده 22 خرداد 85 (شهلا انتصاري، نوشين احمدي خراساني، پروين اردلان، فريبا داودي مهاجر، سوسن طهماسبي) در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كرده بودند، توسط نيروهاي پليسي و امنيتي محاصره و مورد ضرب و شتم قرار گرفتتند وسپس كليه افراد شركت كننده، متهمين و وكيل ايشان دستگير شدند. دستگيرشدگان ابتدا به پليس امنيت و از آنجا به مركز مبارزه با مفاسد اجتماعي (ساختمان وزرا) منتقل شدند. با توجه به اين كه نگه داري فعالين زن درچنين مكاني تناسبي با شان و جايگاه اجتماعي آن ها ندارد و طبق نص صريح قانون اساسي مذكور درماده ي 27شركت در تجمع هاي اعتراض آميز مردمي مجاز شناخته شده است، چنين اقداماتي نقض آشكار حقوق بشر و خلاف قانون اساسي است. نگه داري دستگير شدگان بدون تفهيم اتهام به آنان بازداشت غير قانوني محسوب مي شود.
بر گزاري داد گاه رسيدگي به اتهامات شركت كنندگان در تجمع 22 خرداد در آستانه ي روز جهاني زن هتك حرمتي دوباره به جايگاه زنان در نظام مرد سالار ايران و بيانگر تلاش حاكميت براي ايجاد فضاي رعب و وحشت در راستاي جلوگيري از حضور پر شور آنان در برنامه هاي اين روز است. از جمله سمينار نقد و بر رسي طرح پذيرش جنسيتي دانشجويان در دانشگاه ها كه قرار بود امروز توسط كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت در دانشكده ي مديريت دانشگاه تهران بر گزار شود به دليل دستگيري سه تن از اعضاي اين كميسيون و نيز يكي از سخنرانان برنامه (شادي صدر) و محدوديت هاي شديدي كه بر ساير اعضا اعمال گشت لغو شد .
يك هفته بيشتر از کلید خوردن پروژه نهادهای شبه اطلاعاتی غیر پاسخگو که در برخی نشریات جهت ایجاد تشویش و اتهام کاذب جاسوسی به فعالین جامعه مدنی لانه کرده اند، نمی¬گذرد. به راستی جز این نهادهای مخوف چه کسی ذهنی چنین بیمارگون دارد که از امضای کوچه به کوچه جهت تغییر قوانین تبیعض آمیز به اتهام جاسوسی نقب بزند و چه کسی چنین قدرت بی مسئولیت و غیر پاسخگویی را داراست که بر اساس همان توهمات کاذب چنین برخوردهایی را تدارک ببیند.

اینها همه در کنار حرکت خزنده وزارت علوم جهت ندادن مجوز به برگزاری برنامه­های مربوط به روز جهانی زن در دانشگاه ها، یادبود راستینی از تکریم مقام زن توسط جمهوری اسلامی به نمایش می­گذارد. کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت ضمن محکوم کردن این اقدامات و دستگیریهای غیر قانونی خواستار پیگیری نهادها و سازمانهای فعال سیاسی و مدنی و اعتراض شدید به وضعیت موجود می­باشد. همچنین کمیسیون زنان تحکیم با اعضای در بند خود و سایر بزرگان فعال دستگیر شده خانمها نسرین افضلی, زینب پیغمبرزاده، نیلوفر گلکار، مینو مرتاضی، سارا لقمانی، ژیلا بنی یعقوب، زارا امجدیان، پرستو دوکوهکی، محبوبه عباسقلی زاده، جلوه جواهری و سایر عزیزان اعلام حمایت و همبستگی میکند.
کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت
یکشنبه، 13 اسفند 1385

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اسفند1385ساعت 23:40  توسط مونا  

بچه ها رو بردن اوین. خدای من ...

 قرار شده اونهایی که بدون سابقه هستند رو امشب آزاد کنند.(البته من فکر نمی کنم) و بقیه را بعد.

فردا ساعت نه صبح دم در اوین.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 21:27  توسط مونا  

همه ایستاده کنار خیابان با پلاکاردهایی که رویشان نوشته شده بود طبق اصل 127 قانون اساسی تجمع مسالمت آمیزحق ماست.(اینا خودشون هم به قانونشون اعتقادی ندارن) بی هیچ شعر و شعاری. با آرامش کامل. نمی خواستیم چیزی جزء ایستادن در مقابل دادگاه انقلاب. بعد از حدود ده دقیقه دو پلیس مرد و یک زن رسیدند. چند دقیقه ایی با بی سیم صحبت کردند و سپس آمدند به سمت ما.

 یکی از  پلیس های مرد در حالی که عربده می زد  اول رفت سراغ آقایون و به اونها گفت برین. سعی می کرد بچه ها رو بترسونه و با بددهنی خود به متفرق کردن جمعیت ادامه می داد. دو نفر دیگر با ارامی بیشتری می گفتند برین. دستور از بالاست الان می بان و می برنتون.بچه ها می گفتند ما که کاری نمی کنیم ولی اونا می گفتند: دستور از بالا است و متفرق شین. یک سری از بچه ها آمدیم به سمت پیاده رو . مشغول راه رفتن شدیم. یک سری دیگه رفتن و نشستن توی پیاده رو. یکی گفت تو پیاده رو نرین. خیلی راحت می گیرنمون.

 بچه هایی را که تا بین راه یا سر خیابان معلم آمده بودند رانگذاشتن برگردن. هر چی می گفتیم ما هم می خوایم بریم اونطرف می گفتند که کاری با هاشون نداریم و یک ساعت دیگه اونها هم می یان هم اینجا. سر خیابان معلم وایستاده بودیم  که دیدم دوتا مینی بوس امد و حدودا بعد از دو ساعت از شروع تجمع قانونی ما همه بچه های رو که نشسته بودند گرفتند و سوار مینی بوس کردند. با داد وبیدا حتی سر ناهید جعفری را هم به در مینی بوس زدندو با افتخار صورتشو ژر از خون کردند.  حتی سوسن شهلا شیرین پروین و شادی را هم گرفتند وجلسه بدون حضور متهمین برگزار شد.( آدم نمیدونه بخنده یا گریه کنه) باورش سخت بود که به این راحتی هر کاری دلشون خواست انجام دادند و حتی وکیل ها هم هیچ کاری نتونستند انجام بدن.

بچه هایی که باقی مونده بودیم شروع کردیم به خبر رسانی به هر جای ممکن. خیلی عالیه که در بین دوستان  همفکرحضور داشته باشی و ببینی که با چه انرزی در نبود تو مشغول به کار بودند.

بچه ها رو بردند عشرت آباد و بعد چون جا نبوده رفتن وزراء. از ساعت حدودا دوازده اونجا بودیم همراه با یکسری از خانواده های که خبر دار شده بودند وتا الان هنوز بچه ها آزاد نشدند. خانواده ها همچنان هستند و بازجوها مشغول بازجویی. بازجویی از کسانی که نه تنها جرمی مرتکب نشده اند بلکه زندگی خود را وقف خدمت به هم نوعان دیگرشان کرده اند. امروز بار دیگر ما از ابتدائی ترین حق خود محرم شدیم. به جرم طبیعی ترین حق هر شهروندی. حالم بده. خیلی زیاد. نمیدونم چی می شه.چی قراره بشه.

لینک های مربوط:

وضعيت نامعلوم بازداشت شدگان پس از 8 ساعت ‏

بيانيه خانواده هاي دستگير شدگان‏ و دادگاه داودي مهاجر، احمدي، اردلان، انتساري و طهماسب برگزار شد

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 20:35  توسط مونا   | 

به چه جرمی ...

احمد

+ نوشته شده در  شنبه 5 اسفند1385ساعت 22:39  توسط مونا  

فراخوان ”كميته رسانه“ كمپين يك ميليون امضاء:

تغییر برای برابری، سایت اینترنتی کمپین یک میلیون امضا در کمتر از دو هفته برای سومین بار فیلتر شد. با وجود راه اندازی آدرس جدید سایت، جمعی از فعالان کمپین تصمیم گرفته اند با راه اندازی وبلاگ هایی به نام «تغییر برای برابری» اقدام به انتشار مطالب جدید سایت کمپین کنند.

از همین رو کمیته رسانه کمپین براي گسترش اصلاع‎رساني ، از كليه‎ي وبلاگ‎نويسان حامي كمپين در هر نقطه‎ي دنيا، مي‎خواهد در صورت امكان، هر كدام يك وبلاگ با نام« تغيير براي برابري» راه‎اندازي كرده و همزمان با انتشار مطالب جدید در سایت کمپین، آنان نيز همان مطالب را در وبلاگ‎هايي كه راه‎اندازي كرده‎اند منتشر سازند.

اين حركت جمعي علاوه بر آسان كردن دسترسي مخاطبان به مطالب سايت فيلتر شده كمپين‬‬ می تواند روشی مسالمت آمیز برای اعتراض به فیلترینگ نیز باشد.

هر بار فيلتر شدن سايت كمپين، علاوه بر اختلال ميان سايت با مخاطبانش و نيز تحميل وقت و انرژي بسيار، بار مالي را نيز به اعضاي كمپين كه همگي به‎طور داوطلبانه فعاليت مي‎كنند تحميل مي‎كند. هزينه‎ي خريد دمين جديد (آدرس جديد) هر بار بالغ بر 10هزار تومان است و تمامي هزينه هاي سايت از طريق كمك‎هاي مالي اعضا و حاميان كمپين تامين مي‎شود، از همين رو كميته رسانه كمپين از هر پيشنهادي كه به شكستن سد فيلترينگ و نشر مطالب سايت كمپين كمك كند استقبال مي كند.

در اولین گام شش وبلاگ به صورت همزمان از امروز آغاز به کار می کند.علاقمندان به دریافت مطالب کمپین از پایگاه های اینترنتی فیلتر نشده می توانند با اضافه کردن آی دی we4change@yahoo.com در یاهو منسجرشان هر روز آدرس های فیلتر نشده سایت کمپین را دریافت کنند .

براي ارسال وبلاگ‎هاي جديدي كه به اين منظور راه‎اندازي مي‎كنيد نيز مي توانيد با كميته رسانه كمپين از طريق ايميل onlinewechange@gmail.com تماس بگيريد.

مطالب جدید کمپین در اين وبلاگ ها منتشر مي شود:

http://we-change1.blogfa.com/

http://wechange1.blogspot.com/

http://wechange.blogfa.com/

http://we4change.blogspot.com/

http://we4change.blogfa.com

http://we-change5.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اسفند1385ساعت 20:42  توسط مونا  

حمایت