تبليغاتX
برف دوست داشتنی

برف دوست داشتنی

 

 

در روزگاری که ،  از هرسو ، هویت ، فرهنگ و تمدن کهن ایران زمین مورد حمله قرار می گیرد ؛ خبرهایی مبنی بر موافقت رییس سازمان میراث فرهنگی – که وظیفه ی  حفظ و پاسداری از میراث فرهنگی ، باستانی و ملی را دارد- نسبت به آبگیری سد سیوند به گوش می رسد . و به تبع آن ، تنگه بلاغی ، که در سینه ی خود آثار بی نظیر و ارزشمند باستانی فراوانی را دارد به زیر آب خواهد رفت  و علاوه بر آن به ، آرامگاه کوروش ، نماد حقوق بشر ، دشت پاسارگارد ، راه شاهی ، محوطه پارسه ، و حتی درختانی با قدمت بیش از 500 سال آسیب جدی خواهد رسید .

از همین رو ، ما ، جمعی از دوستداران فرهنگ و تمدن ایران برآنیم تجمع اعتراض آمیزی را روز شنبه ، 1/2/1386 ساعت 10 صبح برابر سازمان میراث فرهنگی برگزار کنیم و در این راه دست تمامی هم وطنان عزیز را می فشاریم . زیرا که معتقدیم،فردا برای نجات یادگارهای تاریخی این مرز و بوم بسیار دیر است .

امضا کنندگان :

کمیته دانشجویی دفاع از پاسارگاد:(مهرداد رحیمی ٬ کوروش جنتی ٬امیرحسین ایرجی٬حنیف یزدانی٬ عطیه وحیدمنش. احمد رضا حائری.میرا قربانی فر)

کانون دانشجویان مسلمان

دفتر تحکیم وحدت

 

 

آدرس سازمان :

خیابان آزادی ٬ نبش یادگار امام

لینک مطلب

مرتبط. آب گيري سد سيوند آغاز شد  و دانشجويان دانشگاه شيراز با برگزاري تجمعي خواستار جلوگيري از آبگيري سد سيوند شدند

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 فروردین1386ساعت 13:35  توسط مونا  

دیروز محبوبه عزیزم را در دفتر مجله دیدم. از خاطراتش برامون گفت. خاطراتی که صحنه سازیش با کمک فیلم های هالیوودی زیاد سخت نبود. محبوبه وناهید روزای خیلی سختیو گذروندند.

نوشته پایین رو زمانی که محبوب زندان بود نوشتم که نشد زودتر بزارمش جایی.

دلتنگ محبوبه عزیزم

زمانی که وارد کار در جامع مدنی شدم، نمی دانستم که تقدیر چه انسانهای بزرگی را در برابرم قرار خواهد داد. انسانهایی همانند محبوبه. افرادی که زندگی خود را وقف رسیدن به آرمانی سخت و زیبا کرده اند: برابری و انسانیت، کلما تی که در روزگار ما هر روز کم رنگ تر می شوند. 

زمانی که درکنارش هستم او را همیشه همانند عاشقی خستگی ناپذیر می بینم که با چه انگیزه و پشتکار قوی کار می کند. فردی که مشکلات دیگران برایش می شود مشکل خودش و راحتی خود را در راحتی و آسایش آنان می بیند. فکر نمی کنم کسی هرگز صورت محبوبه، در حال کار پشت میز کامپیوتر در کنشگران را از یاد ببرد. با اخمی در صورت  با تمام وجود آنچه را که می خواند یا می نوشت را می شد از لا به لای اجزای صورتش حس کرد. اعضای (NGO) های زنان ، کودکان وبیماران ایدزی می دانند که من چه می گویم. محبوبه هرگز آنها  را حتی پس از یک بار ملاقات فراموش نمی کرد و در حالی که آنها عضوی  از خانواده بزرگش می شدند، با تمام تلاشش سعی در معرفی مشکلاتشان به جامعه می کرد.

 

وقتی برای اولین بار با هم به نقاط جنوبی شهر برای دیدن (NGO) های کودکان می رفتیم برایم از بچه های هفت ساله ایی که به جای تحصیل سنگین ترین کارها را انجام می دهند و فقط به خاطر نداشتن تابعیت از حق تحصیل و بهداشت تا سن 18 سالگی محروم هستند می گفت. کودکانی که جرم شان داشتن مادران ایرانی و پدران افغانی یا عراقی است.  محبوبه تنها به عنوان خبرنگار در میان آنها ظاهر نمی شد. او تمامی تلاش خود را برای بهتر شدن شرایط NGO های آنان انجام می داد.  در جلسات آنها  که برای تنظیم خبر آنجا بودیم، محبوبه همانند یک عضو از آنها  می شد و کلی ایده های خوب برای بهتر کار کردن در زمینه اجتماعی شان برای آنها می گفت. بعد از چند هفته می دیدم که یک چهره آشنا به کلاس های آموزش کامپیوتر کنشگران می آمد تا بتواند با ارتقا دادن دانش خود به مرکزی که در آنجا مشغول به کاراست خدمت بهتری آنجام دهد.

 

در آذر ماه که باهم در تجمع انجمن پرسپولیس در پارک دانشجو شرکت کردیم، تا آنها با مردم کوچه و خیابان راجع به اعتیاد و بیماری ایدز صحبت کنند. محبوبه آنجا هم همانند اعضا انجمن پرسپولس بود. به یک زن رهگذر که دورتر ایستاده بود جزوه اطلاعاتی داد. زن گفت من سواد ندارم و در خانواده ام فرد معتادی زندگی می کند. محبوبه برایش از تمامی آنچه را که باید یک زن در مورد خود و مرد معتادش بداند گفت. زن در حالی که داشت از او تشکر می کرد شماره تلفن محبوبه را گرفت و گفت که تا بحال در مورد ایدز و خطرات آن چیزی نشنیده بود. آن زمان محبوبه رو به من کرد و گفت "هیچ وقت خودم را فقط یک خبرنگار ندیدم. من یک فعال اجتماعی هم هستم وبرایم مهم است، زمانی که به اینجا می آیم فقط به گزارشم فکر نکنم و ببینم توان انجام چه کار دیگری را دارم."

 

وقتی برای گزارشی به بم سفر کرد، با چشمانی اشک بار برگشت. گفت و نوشت از این که بعد از گذشت چند سال هم چنان افرادی هستند که در کانکس ها زندگی می کنند و توان مالی بسیار کمی دارند. محبوبه آنچه را که می توانست با تشکیل کارگاه روزنامه نگاری برایشان انجام داد تا بتوانند دردهای ناگفته شان را بهتر با دیگران تقسیم کنند و امیدوار باشند که هنوز کسانی هستند که صدای خسته آنها را بشنوند. کودکانی که به سختی می توانستند خاطرات زلزله را در یاد خود کم رنگ کنند.

 

شاید این تعریف کمی اغراق آمیز به نظر رسد، نمی دانم، اما از صمیم دل این چنین فکر می کنم که محبوبه، ناهید و امثال او نمونه انسانهای فراموش شده عصر ما هستند. انسانهایی که هنوز معنی آدمیت را از یاد نبرده و می دانند که دست به چه حرکت زیبا و سختی زده اند. افرادی که آسایش خود وخانواده هایشان را فراموش کرده اند و آن را در لبخند کودکان و زنان رنج کشیده این مرز وبوم می بینند.

 

اینم عکس های دوستان عزیزمان 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 فروردین1386ساعت 9:54  توسط مونا   | 

 

 ۱۳ اسفند و ۱۳ فروردین محبوبه را گرفتند.  محبوبه برام از نحسی ۱۳ می گفت. اما امروز صبح زمانی که جلوی دادگاه انقلاب منتظر بودم متوجه شدم ۱۳ روز از بازداشت محبوبه عزیزم گذشته و این ۱۳ دیگه نحس نیست. خیلی خوشحالم خیلی زیاد. می دونستم امروز بعد از یک بارون حسابی درهای رحمت بیشتری به رومون باز می شه.

پی نوشت: من اشتباهی فکر کردم محبوبه گفته سیزده نحس بوده. از همین جا بازم معذرت عزیزم. 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 23:16  توسط مونا   | 

همیشه عاشق هوای بارونیم.داخل اتوبوس نشسته ام و به صدای بارون گوش میدهم. از این دنیای خاکی هجرت کرده ام به درون زیبای های کائنات. تلفن زنگ خورد، ولی صدایی آن طرف نبود. بعد از چند بار تلاش، صدای محبوبه عزیزم را شنیدم، از خوشحالی نمی دونستم چی بگم، صداش خوب و پر از روحیه بود. فقط توانستیم یک دقیقه صحبت کنیم.  گفتم که خیلی دوستش دارم وهمیشه در قلبم است و چقدر متاسفم که چرا کار بیشتری نمی توانم انجام دهم.

از روز 14 فروردین، هر سپیده دم که نور خورشید بر صورتم می خورد می گویم محبوبه را امروز خواهم دید و شب هنگام صورت زیبای ماه بازهم نوید فردای روشنی را به من می دهد. زیبایی زندگی در نا امید نشدن در لحظه های سختش است.

مرتبط:

آن دو قصه گوی زندان و روایت های ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده از زنان زندانی  وعادت نکنیم وگزارش نشست تحکیم وحدت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 فروردین1386ساعت 11:43  توسط مونا  

بازهم خانواده ها اجازه دیدار با قاضی یا بازپرس را نیافتند

نسرین ستوده : پس از گذشت 5 روز بازداشت در اوین، هیچ اقدامی جهت رفع ابهام ازپرونده موکلانم صورت نگرفته است.

نسرین ستوده وکیل ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده نیز صبح امروز 18 فروردین برای امضای وکالت نامه محبوبه حسین زاده به زندان اوین مراجعه کرد و موفق به تنظیم وکالت نامه و دیدار با موکلانش شد. او درباره اتهام موکلانش به زنستان گفت: « طبق اظهار نظر موکلانم، اتهاماتی که تا کنون به آنها تفهیم شده است اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام بوده است. بدیهی است که در روزهای آتی برای مطالعه پرونده موکلانم به دادگاه مراجعه می کنم » نسرین ستوده همچنین افزود:« طبق اظهار نظر موکلانم از روز 14 فروردین که قرار بازداشت آنها صادر شده و به اوین منتقل شده اند تا امروز که 5 روز می گذرد هیچ اقدامی اعم از بازجویی، یا هرگونه اقدامی جهت رفع ابهام ازپرونده موکلانم صورت نگرفته است.» ستوده پاسخ به این پرسش که «اگر قرار کفالت برای آنان صادر شده، چرا به جای درخواست کفیل آنها را همچنان در بازداشت نگه داشته اند» را منوط به مطالعه پرونده کرد.

بازهم خانواده ها اجازه دیدار با قاضی یا بازپرس را نیافتند

صدیقه کشاورز: به ما گفتند حالا یک مدت باید بروید و بیایید تا جواب بگیرید!

صبح روز شنبه 18 فروردین خانواده های اعضای بازداشت شده کمپین برای پیگیری وضعیت ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به دادگاه انقلاب مراجعه کردند. در آنجا نیز اجازه دیدار با قاضی یا بازپرس پرونده داده نشد . صدیقه کشاورز می گوید به ما گفتند حالا یک مدت باید بروید و بیایید تا جواب بگیرید. فقط گفتند برای ملاقات و همچنین تحویل لباس می توانید به زندان اوین راجعه کنید ما هم به اوین رفتیم و ناهید ومحبوبه را دیدیم .

ناهید و محبوبه حسین زاده خودشان هم شب گذشته با خانواده هایشان تماس تلفنی گرفته بودند . محبوبه گفته است که در بند زنانی هستند که مرتکب قتل شده اند :« واقعا چهره تمام قوانین تبعیض آمیزی را که نقد می کنیم به طور عینی اینجا می بینیم. بند تنبیهی خیلی بد بود، خودزنی و دیگرزنی زیاد بود و خیلی احساس خطر می کردیم. رد چاقو روی بدن همه آنها وجود داشت ولی خودشان که مقصر نیستند. آنها خیلی وضعیت بدی دارند، هیچ کس هم کاری به کارشان ندارد. واقعا باید شرمنده بود از شرایطی که آنها دارند و کسی هم احساس مسئولیت نمی کند.»

محبوبه و ناهید از یاری و لطف زنان دربند عمومی گفته اند اما تاکید کرده اند که زندانیان این بند هم در شرایط نابرابری بسر می برند. ناهید گفته است « اینجا سلسله مراتب خیلی وحشتناک است. یکی ازبچه ها غش کرده بود ومن رفتم به مسئولان زندان گفتم حالش خیلی بد است باید برود بهداری، گفتند ببین این چقدر پررو است هنوز نیامده حرف می زند، من هم گفتم من اگر فعال حقوق زنان هستند بیخود می کنم خودم را فعال حقوق زنان بدانم ولی وقتی یکی جلوی چشمم پرپر می زند حرف نزنم ! اینجا یک جور زندان در زندان است و سلسله مراتب بیداد می کند. کار مسئولان را زندانی ها انجام می دهند آنها هم سلسله مراتب خودشان را دارند. اینجا همه چیز را باید خرید. آنهایی که وضعیت مالی خوبی ندارند برای بقیه کار می کنند. مثلا یک زن جوانی هست که مانند دخترکان معصوم می ماند شوهرش را کشته، ملاقاتی ندارد و اهل سراب است. برای زندانی ها مخصوصا زندانی های مالی کار می کند و هرکدام به او هفته ای 300 تومان می دهند. می دانی یعنی چی؟! هیچی !» طبق گفته آنها وضعیت بهداشتی و غذایی زندان هم چندان رضایت بخش نیست.

لینک مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 فروردین1386ساعت 11:6  توسط مونا  

 

بلاخره از سفریک هفته ایم برگشتم. سفر خاصی که به احتمال زیاد باقی زندگیم را تحت شعاع خودش قرارخواهد داد.

حالم خیلی بده برای دوست نازنینم محبوبه. باورش برام سخته، هنوزم سخته که برای چه؟

 دلم براش خیلی تنگ شده. محبوبه یارعزیزم که همیشه با لبخند و انرزی بهم کمک می کرد وبرام از آینده ایی خوب وعالی می گفت وهیچوقت دست از تلاشش برای کمک به انسان های دیگر بر نمی داشت.  محبوبه ای که بودن در کنارش همیشه برام پر بود از بوجود آوردن دنیای دگر. دنیای که کودکان مجبور به کار و زنان همچنان قربانیان خاموش نباشند.

 محبوبه عزیزم نمی دونی چقدر دلم برات تنگ شده و چقدر ناراحتم که نمی تونم هیچ کاری بکنم تا زودتر بیای بیرون.  سعی می کنم با گریه کمی خودم را آرام کنم وسعی کنم با فکرم از حصارها عبور کنم و بیایم در کنارت وبگویم شماعزیزان همیشه در قلبهای ما هستید و هیچ حصار فیزیکی نمی تونه ارتباط ما رو با هم کمرنگ کنه. دوست دارم همیشه.

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 فروردین1386ساعت 22:50  توسط مونا  

سال هشتاد و پنج هم با تمامی اتفاق هایش تمام شد. اتفاقاتی که برایم سخت بود و پذیرش آن سخت تر. سالی پر از درس.

امیدوارم سال جدید سالی پر از برابری و عدالت برای همه مردم ایران باشد.

.اینم هفت حین حقوقی کمپین ما.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 فروردین1386ساعت 12:21  توسط مونا   | 

حمایت