تبليغاتX
برف دوست داشتنی

برف دوست داشتنی

 

چطور می تونم خوب باشم وقتی عکس های طرح برخورد با ارازل و اوباش را می بینم. فهمیدنش برایم سخت است. مگر ما که هستیم که به خود اجازه می دهیم انسان دیگری را حتی مجرم و گناهکار را این چنین تحقیر کنیم.

هی. به اصطلاح پلیس ها که صورت های خود پوشانیده اید. فکر می کنم تمامی آن تحقیراتی که با آن ارازل و اوباش کردید شایسته خودتان است. فقط همین.

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 1:48  توسط مونا   | 

به همان راحتی که دیروز تو آسمونا بودم امروز با مخ آمدم روی آسفالت خیابان. به همین راحتی...
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 1:31  توسط مونا  

 

الان تو آسمونام. حس یک پرواز قشنگ را تجربه می کنم. دلم می خواد یک مدت اینجا بشم. آسمونی و آسمونی. سبک و رها.

+ نوشته شده در  جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 20:26  توسط مونا  

 

نوشته زیر از مژگان جمشیدی پر است از سوز وگداز. یک تور در روزهای ۹ تا ۱۱ خرداد می ره میانکاله .من حتما می رم. کی دیگه میاد؟

سازمان بازرسي کل کشور در خبری که امروز برای همه روزنامه ها ارسال کرد، از انتشار گزارش های مفصلی در آینده نزدیک خبر داده که عمدتا مربوط به منابع طبیعی و محیط زیست می شود ، در این خبر به واگذاری ۱۸ هزار هکتار از اراضی پناهگاه حیات وحش میانکاله اشاره شده که به زودی گزارش آن توسط این سازمان منتشر می شود !!

می دانید این یعنی چه؟ پناهگاه حیات وحش میانکاله که اسکندر فیروز ، در سالهای پیش از انقلاب( سال ۱۳۴۹ و ۱۳۵۴ ) آن را به مساحت ۶۸ هزار هکتار به عنوان پناهگاه حیات وحش به تصویب شورای عالی محیط زیست رساند امروز از بی کفایتی و بی لیاقتی مسئولان سازمان محیط زیست و ضعف آشکار دفتر نظارت و بازرسی این سازمان از کف رفته !!!

یعنی چیزی در حدود بیشتر از یک چهارم کل منطقه واگذار شده !!! منطقه ای که تنها نقطه بکر و دست نخورده باقی مانده در سراسر ساحل خزر بود امروز از جرگه حفاظت خالی شده ! یعنی ۲ برابر وسعت پارک ملی سرخه حصار ! این یعنی فاجعه !؟

سرکار خانم جوادی !!

آن روز که جناب شاهکو محلی را از مازندران به بجنورد تبعید کردید ، تا خونش به ناحق ریخته شود، چه خوابی برای میانکاله دیده بودید ؟؟!! چرا شهید شاهکو محلی درست در همین روزها در سال گذشته( در مراسم تودیع خود ،) سازمان محیط زیست را در حضور مردم و مسئولان شهر بهشهر به خائنین اصلی محیط زیست متهم کرد و شدیدترین انتقادها را به زبان آورد؟ این تلخ ترین ، دهشناک ترین ، غمبار ترین و تاسف آور ترین خبری است که در تمام این سالها از محیط زیست ایران شنیده بودم ، همسر گرامی تان که تاهمین پریروز مشاور ارشد و بازرس ویژه تان بودند چه گلی به سر محیط زیست زدند؟ اگر تا دیروز مسئله میانکاله فقط به جزیره آشوراده و واگذاری ۳۸۰ هکتاری آن در زمان ابتکار ختم می شد ، امروز همه پناهگاه واگذار شده ؟!! چرا ؟ چه توضیحی دارید ؟ به هر حال این اشتباه در زمان هر یک از روسای محیط زیست سر زده باشد به هیچ وجه من الوجوه قابل توجیه نیست.

تراژدی نابودی تنها پناهگاه باقی مانده و زیستگاه امن پرندگان مهاجر در غرب آسیا ، کم غصه ای نیست ! امروز روز عذای طبیعت ایران است ، روزی که به جد قصد دارم از همه مسئولان دولتی و قضایی بپرسم چگونه منطقه ای را که اراضی آن ملی اعلام شده و بیش از ۳۷ سال از اعلام حفاظت آن به دست بالاترین مقام های ارشد ایران می گذرد و دوعنوان بین المللی از یونسکو و کنوانسیون رامسر را با خود یدک می کشد به ثمن بخس واگذار کردید ؟؟! چگونه؟!

جناب آقای شاهرودی عزیز و گرانقدر !

فرض مثال که سازمان محیط زیست کوتاهی کرده ، اما ادارات ثبت و اسناد با کدام مجوز قانونی برای این اراضی سند صادر کرده و می کند ؟؟

جناب شاهرودی ! اکنون ۳۰ سال است که ادارات ثبت و اسناد زیر میزی و رو میزی برای اراضی ملی که به موجب اصل ۴۶ قانون اساسی جز انفال است سند مالکیت خصوصی صادر می کنند، همانطور که برای خجیر و سرخه حصار و ورجین و جاجرود و بمو و کویر و توران و ارسباران و نای بند و البرز مرکزی و البرز شمالی و تمامی سلسه جبال البرز و زاگرس سند صادر کرده اند ، سند صادر می کنند و گویا قرار است تا ظهور امام زمان به این رویه ادامه دهند ؟!!  اگر دستگاه اجرایی در مقام اجرا کوتاهی میکند ، از شما که نشسته بر مسند قضاوت هستید این سکوت ها پذیرفتنی نیست .

چرا مسئولان ادارات ثبت و اسناد را که اینچنین ثروت های طبیعی ایران و جهان را به نام مشتی خائن وطن فروش سند می زنند به پای میز محاکمه نمی کشانید ؟

آیا من حق ندارم بپرسم که چطور برای سرخه حصار و میانکاله و ... سند صادر شده ؟ آیا حق ندارم بپرسم از میان این همه پرونده های زیست محیطی که سازمان بازرسی کل کشور آنها را پیگری کرده تا حق را از ناحق و سره را از ناسره جدا کند ، کدام یک از این پرونده ها به نفع ملت ، به نفع نسل های بعدی و به نفع بشریت و محیط زیست ختم به خیر شده ؟ چرا جزیره آشوراده را بازپس گیری نمی کنید و مجریان نالایق دولتی را که در واگذاری نقش داشتند محاکمه نمی کنید ؟ چرا سرخه حصار و خجیر را پس نگرفتید ؟ چرا ؟!چرا پاسخ نمی دهید ؟ چرا دردی از محیط زیست ویران شده مملکت درمان نمی کنید ؟ چرا مجریان نالایق دولتی را از هر جناحی که هستند محاکمه نمی کنید ؟ چرا ؟!

چرا ؟ من سئوال دارم ، چرا با دخترانی که دو تار مویشان بیرون است به بد ترین شکل ممکن ، برخورد می کنید اما آنها که حیات وحش مملکت ، جنگل ها و تالابها و عرصه های طبیعی را هزاران برابر بیش از چنگیز خان مغول به تاراج می برند برخوردی نمی شود؟

چرا باید یک امام جمعه در یک شهر مذهبی عنوان کند که بد حجابی ، از قتل و دزدی هم بدتر است ؟ چرا در باب چنین جنایاتی کسی از پشت تریبون سخن نمی گوید ؟

+ نوشته شده در  جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 10:39  توسط مونا   | 

 

دوست عزیزمان زینب همچنان در اوین است. بااینکه وثیقه را دیروز بردند دادگاه انقلاب اما زینب همچنان در اوین است. امیدوارم به زودی این یار عزیزمان را در میانمان ببینیم.

یار دربندمان. چقدر نوشته های پریسا را دوست دارم.

برای دخترم زینب نوشته خانم مقدم خیلی زیباست. 

برای موسویان فرحبخش و زینب.

آیت االله صانعی: قوانین مربوط به زنان باید اصلاح شود.

 

پ.ن. زینب چهارشنبه آزاد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 12:24  توسط مونا  

 

باز هم فصل احساس اشکهاست
باز هم هوا بس ناجوانمردانه سرد است
باز هم دلي برای زندگی تنگ است
باز هم روزها از پی هم در گذر است
باز هم اينجا زير آوار سرد زندگي كسي به انتظار است
باز هم دوران حكومت عاقلان بر عاشقان است
باز هم قصه مرگ جاي ترانه عشق را گرفته است
باز هم دنيا به رنگ كثيف دروغ آلوده گشته است
باز هم مردي در كنار خيابان زندگي جان داده است
باز هم ناقوس ناميدي در بالاي برج زمان به صدا در آمده است


و باز هم دلي براي زندگي تنگ است تنــــــــــگ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 11:23  توسط مونا  

تعدادی از وبلاگ نویسان خواهان برکناری جوادی  شدند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 0:6  توسط مونا   | 

قراره همکاری تازه ای را در حوزه محیط زیست که همیشه برام مهم بوده با اعتماد شروع کنم. روزای خوب و سختیو می گذرونم. روزهایی همچنان متفاوت از دیگری.

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 14:19  توسط مونا   | 

 

۱.زینب همچنان در اوین است. متاسفانه معلوم نیست تا کی قرار است آنجا باشد. نوشته بازداشتگاه وزرا  زینب در زنستان 23 را حتما بخوانید. همچنین باقی نوشته های دوستان را. به قول سمیه زندان بد است تحت هر شرایطی.

زینب در بند عمومی .همچنین امروز صبح  طلعت تقی نیا، منصوره شجاعی وفرناز سیفی فعال جنبش زنان و ازاعضای مرکز فرهنگی زنان به معاونت امنیت دادگاه انقلاب احضار شدند.

۲.این روزها در کنار خاله پیرم که همسرش در بیمارستان است هستم و می شنوم خاطرات و از خودگذشتگی هایش را.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت 13:2  توسط مونا  

 

سحابی: اگر حاکميت به مطبوعات به عنوان بيگانه، معارض و برانداز بنگرد، حرکت های طبيعی برای اصلاح امور در جامعه صورت عملی و موثر نخواهد يافت. فقط مطبوعات مستقل و غيروابسته به حاکميت هستند که می توانند در جامعه جايگاه يک طبيب اجتماعی دلسوز و مورد اعتماد را بيابند.

در سالگرد روز جهانی آزادی مطبوعات، انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در جلسه خود به اتفاق آرا چهارمين قلم طلايی خود را به عزت‌‏الله سحابی، مدير مسوول ماهنامه ايران فردا تقديم کرد.
اين انجمن به پاس تلاش سحابی برای آزادی بيان و مطبوعات، ايشان را شايسته دريافت قلم طلايی سال
۸۵ دانست.
به همين مناسبت امروز مراسمی در محل انجمن صنفی روزنامه نگاران برگزار گرديد که در اين مراسم علاوه بر آنکه گزارش سالانه
۸۵ انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در خصوص روند روزنامه‌‏نگاری و آزادی بيان ارايه شد طی مراسمی قلم طلايی را به آقای سحابی اهدا گرديد.
همچنين در اين مراسم لوح تقديری از سوی نهضت آزادی ايران به اين فعال مبارز سياسی اهدا شد .


در اين مراسم اکثر چهره های شاخص سياسی مخالف با نوع اداره امور امروز کشور حضور داشتند . . اجرای اين مراسم به عهده دکتر حکمت عضو موسس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات قرار گرفته بود که پس از آغاز مراسم گزارش ساليانه انجمن دفاع از آزادی مطبوعات توسط دبير اين انجمن عباس صفائی فرد قرائت شد و پس از آن مهندس موسوی خوئينی ها عضو ادوار تحکيم وحدت سخنانی در رابطه با برگزيده شدن مهندس سحابی ايراد کرد و.پس از آن به ترتيب آقايان يوسف اشکوری ، طوسی ، دکتر باوند ، دکتر حبيب الله پيمان ، دکتر کديور رئيس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ،و دکتر يزدی و خانم نرکس محمدی به نمايندگی از سوی خانم شيرين عبادی که در حال حاضر خارج از کشور بسر می برند سخنانی در ارتباط با اين مراسم ايراد کردند و در پايان قبل از اهدا جايزه قلم طلايی به برگزيده سال
۸۵ انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ، مهندس سحابی سخنانی در اهميت دفاع از ايران در شرايط کنونی ابراز داشتند و در پايان جايزه قلم طلايی از سوی انجمن دفاع توسط آقايان کديور ،دکتر حاج سيد جوادی و عبدالله نوری به اين مرد نستوه مبارز اهدا گشت که علاوه بر آن نهصت آزادی نيز ن لوح تقديری به همينمناسبت به مهندس سحابی اهدا کرد.

حاشيه مراسم

دکتر کديور رئيس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات وقتی برای ايراد سخنرانی به پشت تريبون رفت سخنان خود را چنين آعاز کرد که : " بنا بر سنت اسلامی ما سوره الرحمن را معمولا برای کسانی که روبه احتضار هستند و يا چشم از دنيا پوشيده اند می خوانند اما امروز بايد اين سوره را برای ملت ايران خواندکه بوی الرحمانش بر خاسته است ( نقل به مضمون ) " .

مهندس سحابی طی سخنانی اهميت دفاع از ايران را در شرايط کنونی واجب تر از دفاع از سلام دانست با اين استدلال که بنابر نص صريح قران خداوند در آيه ای به پيغمبر فرموده است نگران اسلام مباش که خود نگهبان آنچه نازل کرده ام هستم ، مهندس سحابی در ادامه با ارائه گزارشی از وضعيت کنونی کشور که بنابر تحقيق شخصی وی استوار بود ، هيچ يک از احاد جامعه چه کارگر و يا کارمند و يا ديگر اقشار جامعه را ، محروم ندانسته بلکه تنها "ايران " را به لحاظ جميع جهات محروم خواند .

سحابی يک عمر برای آزادی

«هر فردی حق آزادی و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است که در داشتن و ابراز عقايد خود بيم و اضطراری نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار، به تمام وسايل ممکن، آزاد باشد.»

اين تاکيد (ماده ۱۹ اعلاميه جهانی حقوق بشر) بخشی از دفاعيات مهندس عزت الله سحابی در جلسه دادگاه تجديدنظر (فروردين ۱۳۴۳) است؛ مهندس سحابی با بيان اين جملات و با اشاره به اين نکته که اعلاميه جهانی حقوق بشر در سال ۱۳۱۷ به تصويب مجلس ملی ايران نيز رسيده است، در اوج استبداد، بی پروا اظهار می دارد؛ «مگر رژيم مشروطيت در يک فرد، خلاصه و جمع می شود؟ اگر چنين است، ديگر دموکراسی و حکومت مردم معنی ندارد.»

سحابی ۳۳ ساله تصريح می کند؛ «وجود عيب و نقص در همه دستگاه حکومت، يا در روش سلطنت، چيزی نيست که غيرمعقول باشد؛ همه افراد بشر در معرض خطا و صواب هستند... حال اگر فردی يا انسانی از انسان های اين جامعه، بدون چاپلوسی و تملق، بدون انتظار پاداش يا بيم و اميد، از طرز اداره مملکت، از حکومت و سلطنت، به طور مستقيم انتقاد کند، اين جرم است؟... برای پادشاه مملکت برازنده نيست که جوانانش، روشنفکرانش تا از اين محيط پا بيرون می گذارند، مثل مرغی که از قفس پريده و آزاد شده، از ظلم و ستم هيات حاکمه و خفقان وطن خويش فرياد برآورند...»دفاعيات سحابی در دادگاه در پی محاکمه وی به اتهام اقدام بر ضد امنيت کشور و اهانت به مقام سلطنت، صورت گرفت. سحابی مسووليت انتشار نشريه يی را که نهضت آزادی ايران چاپ می کرد، بر عهده داشت. او علت فعاليت سياسی - مطبوعاتی خود را برای قاضی دادگاه چنين توضيح می دهد؛ «احساس وظيفه و تکليف ملی و دينی مرا بر آن داشت که حتی المقدور تلاش و فعاليتی بکنم... کاری که از دستم برمی آمد، تصدی يک نشريه مرتب دوهفتگی بود؛ از آن نشريه استقبال شد و انتشار آن، خوب انجام گرفت.»

«مرد آزاده» در شرايط ارعاب و سرکوب و اختناق و در قلب اقتدار رژيم شاهنشاهی، در دادگاه نظامی، تصريح می کند؛ «در همه جای اين نشريه، به اشاره يا به صراحت، مخالفت با رژيم ديکتاتوری و استبدادی و حکومت مطلقه، به چشم می خورد. اگر در کشور مشروطه و در رژيم دموکراسی، يک فرد يا دسته يا يک جمعيت، نامه يی يا نشريه يی انتشار دهد و در آن از مضرات ديکتاتوری و استبداد سخن بگويد، آيا اين جرم محسوب می شود؟... مگر مشروطه در وجود يک نفر خلاصه می شود؟...»

سحابی به چهار سال زندان و حبس مجرد محکوم و به زندان قصر فرستاده می شود؛ او پيش از اين، سه ماه زندان انفرادی را در «عشرت آباد» همراه با بازجويی طی کرده بود. فعاليت مطبوعاتی سحابی اما به بسيار پيش از اين برمی گشت؛ عزت الله جوان (متولد ۱۳۰۹) فرزند دکتر يدالله سحابی، در سال های ۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ در مجله «فروغ علم» و در سال های ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ در مجله «گنج شايگان» نقشی فعال و موثر داشت؛ او به عنوان سردبير اين نشريات مقالاتی را که ميان دين و دانش پيوند برقرار می کرد و نگاهی نوانديشانه به تعاليم اسلامی داشت، و نيز مقالاتی در نقد فرهنگ و وضع جامعه ايران، منتشر می ساخت. مهندس سحابی از همان دوران دانشجويی - که در رشته مهندسی مکانيک در دانشگاه تهران تحصيل می کرد - جلب فعاليت های سياسی - اجتماعی شده بود.

با وقوع کودتای امريکايی - انگليسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سحابی در کميته دانشگاه «نهضت مقاومت ملی» فعال شد. او مسووليت توزيع نشريات نهضت، از جمله اعلاميه ها و روزنامه «راه مصدق» را برعهده داشت. سحابی در تيرماه ۱۳۳۳ پس از توقيف چاپخانه روزنامه «راه مصدق» دستگير شد؛ در بازجويی ها مسووليت تهيه و تنظيم و انتشار و توزيع روزنامه را ب تنهايی بر عهده گرفت. پس از آزادی از زندان، بار ديگر فعاليت های خود را در نهضت مقاومت ملی و در کميته انتشارات و تبليغات آن - به رياست مهندس بازرگان - پی گرفت. فعاليت های او، بار ديگر منجر به دستگيری وی شد و سحابی باز هم مسووليت انتشار روزنامه را پذيرفت.

فعاليت های سياسی - اجتماعی مهندس عزت الله سحابی از ارديبهشت ۱۳۴۰ و به دنبال تاسيس نهضت آزادی ايران، با نام اين جمعيت پيوند می خورد. او در کنار پدرش، آيت الله طالقانی، مهندس بازرگان و ديگر همفکران، به عنوان عضو شورای مرکزی جمعيت فعال می شود. چهار ماه از فعاليت نهضت آزادی نگذشته بود که اين افراد، جملگی دستگير می شوند.

از اين پس، زندان به بخش جدايی ناپذير زندگی «مرد آزاده» تبديل می شود؛ و آن گاه که حبس نيز توان بستن دهان او را نمی يابد، رژيم چاره يی جز تبعيد (به زندان برازجان؛ ۱۳۴۴) نمی بيند. آنچنان که در بازداشت سال ۱۳۵۰ هم، باز او از اوين به قزل قلعه، قصر و سرانجام به عادل آباد شيراز منتقل می شود.

در اندک دوره هايی نيز که به ظاهر آزاد است، ساواک و دستگاه های اطلاعاتی و امنيتی رژيم، چشم از او برنمی دارند. آن گونه که در اسناد منتشر شده از ساواک به چنين گزارش ها و موارد جالب توجهی برمی خوريم؛ «سيدمحمود طالقانی قصد داشت با مهندس سحابی تماس حاصل نمايد، ليکن به علت عدم حضور وی، غطالقانيف به يکی از ساکنين منزل نامبرده اظهار داشت، می خواستم حالشان را بپرسم چون شنيدم بيمار بوده...»

(۳۰/۱۰/۱۳۴۶)؛ «مهندس عزت الله سحابی با محمد نخشب تماس گرفت... قرار شد سحابی به تنهايی به ديدن نخشب برود» (۱۷/۲/۱۳۴۸)؛ «سحابی می نويسد؛ همه با بی صبری چشم به راه غسقوطف استبدادند، و اينکه وقتش می گذرد.» (گزارش ساواک از نامه لو رفته مهندس سحابی در نيمه سال ۱۳۵۰)
در اوج مبارزات انقلابی، سحابی به عضويت شورای انقلاب درمی آيد، و پس از پيروزی انقلاب، از سوی مردم تهران به عنوان نماينده مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب می شود. او همچنين به عنوان رئيس سازمان برنامه و بودجه در کنار دولت موقت فعاليت های خود را پی می گيرد؛ و سپس به عنوان نماينده مردم تهران در مجلس شورا تا سال
۱۳۶۳ فعاليت های سياسی - اجتماعی خود را ادامه می دهد. از آن پس، به ديده بانی آزادی و حقوق اساسی شهروندان می پردازد و در مقام يک روشنفکر و فعال سياسی، با بينشی انتقادی، به نقد رويکردها و مواضع و رفتارهای حکومت اقدام می کند. اين مواجهه، منجر به بازداشت ۶ ماهه او در سال ۱۳۶۹ می شود. پس از آزادی، نشريه «ايران فردا» را با همفکران و به صورت محدود، منتشر می کند؛ انتشار رسمی ايران فردا از خرداد ۱۳۷۱ آغاز می شود. در همان شماره نخست نشريه، تاکيد می کند؛ «استقلال ملی، آزادی و عدالت اجتماعی، بايستی مضمون هر سياست بازسازی را تشکيل دهد.»

در سرمقاله شماره ۱۲ ايران فردا می نويسد؛ «آزادی مطبوعات، نمادی از آزادی بيان و قلم است... مطبوعات غير از وظيفه درمان دردهای اجتماعی مردم، وظيفه ديگری نيز دارند که عبارت است از انعکاس مشکلات، نيازها، افکار و آرای ملت در مقابل حاکميت يا قدرت حاکمه، از يک طرف، و مراقبت و نظارت بر عملکرد جريانات عمده سياسی، اقتصادی و فرهنگی که از جانب حاکميت ها اعمال می شود، از طرف ديگر.»

سحابی تاکيد می کند که «اگر حاکميت به مطبوعات به عنوان بيگانه، معارض و برانداز بنگرد، حرکت های طبيعی برای اصلاح امور در جامعه صورت عملی و موثر نخواهد يافت.» به عقيده او؛ «فقط مطبوعات مستقل و غيروابسته به حاکميت هستند که می توانند در جامعه جايگاه يک طبيب اجتماعی دلسوز و مورد اعتماد را بيابند.»

او از «انحصارگرايی» و «يکدست سازی فرهنگی» انتقاد می کند و «فشارهای سياسی و اداری بر مطبوعات» را خلاف منافع ملی و کار ويژه های مطبوعات ارزيابی می کند.

سحابی در يکی ديگر از سرمقاله های خود - در ايران فردا - تصريح می کند که «نقد بينش ها و روش های حاکمان، وظيفه اهل مطبوعات و به تعبير دينی، رسالت امر به معروف و نهی از منکر است.» او ضرورت دسترسی مطبوعات به اخبار و اطلاعات را مورد تاکيد قرار می دهد و می افزايد؛ رشد و گسترش مطبوعات مستقل، و تنوع و تکثر آنها، به نفع همه

- از جمله حاکمان و مسوولان مستقيم مملکت - است. سحابی در جايی ديگر می نويسد؛ مساله آزادی مطبوعات - و احزاب و جماعات - در بيان عقايد و مواضع خودشان، از هر جهت يک امر لازم و ضروری برای سلامت جامعه و پيشرفت و تکامل محتوايی آن، و تضمين کننده بقا و تداوم جامعه است. ايران فردا در ارديبهشت ۱۳۷۹ با جمعی ديگر از مطبوعات اصلاح طلب، توقيف می شود. سحابی در ۲۷ بهمن ۷۶ در دادگاه اظهار می دارد؛ «ما مدعی هستيم که مطبوعات جايگاه تضارب آراست... ما بارها محکوميت داشته ايم و زندان رفته ايم؛ الان هم اگر می خواهيد، ما را اعدام کنيد، مجله مان را ببنديد؛ هر طور که می خواهيد، ما آماده ايم. اما ما ايران فردا را به اين نيت منتشر کرديم که يک سری حرف های اساسی بزنيم و بگوييم راه صلاح و نجات مملکت کدام است...»وی در يکی ديگر از جلسات دادگاه ايران فردا می گويد؛ «اين نمی شود که مطبوعات هر چيزی که بنويسند، بگويند تضعيف کرديد. آخر اگر بخواهيم امور اصلاح شود چه بايد کرد؟ اين چيزها را بايد گفت ديگر؛ بايد يک جاهايی را انگشت گذاشت و گفت، اين کار درست نبود... مطبوعات رکن چهارم دموکراسی هستند؛ مطبوعات جانشين نهاد امر به معروف و نهی از منکر هستند؛ مطبوعات در واقع آن وظيفه «الذين ينهون عن السوء» را دارند، بايد هر چه بدی می بينند، بگويند.»

او می افزايد؛ «اگر قرار باشد که بنده نوعی مطبوعاتی، يک ايرادی بگيرم، قلم ما را تعطيل کنند، ما را به دادگاه بياورند، يا نگذارند که آن حرف ها را بنويسيم، کار مملکت اصلاح نمی شود. کار مطبوعات، نظارت است.»مهندس عزت الله سحابی در پاييز ۱۳۷۹ بازداشت می شود... آزادی او با درگذشت پدرش (دکتر يدالله سحابی) همراه می گردد. در ۱۳۸۳ به تدوين «اصول بنيادی ملی» و انتشار آن همت می گمارد. «آزادی انديشه و بيان» يکی از اين اصول بنيادی است، سحابی توضيح می دهد و تاکيد می کند که «هيچ فرد يا گروه و مرجعيت خاصی، حق ندارد آزادی بيان و انديشه را محدود کند... محدوديت و کنترل آزادی های دموکراتيک، نه توسط زور و سرکوب از سوی قدرت سياسی بايد اعمال شود و نه توسط حزب حاکم متمرکز ... بدون آزادی، نه امر به معروف ممکن است و نه نقد و چالشی صورت می گيرد، بنابراين اصلاح و ترقی و توسعه نيز در کار نخواهد بود...»و اينها، آخرين تاکيدات و توصيه های «مرد آزاده» يی است که «يک عمر» برای آزادی و استقلال و توسعه و پيشرفت ايران می کوشد. عزت الله سحابی ۷۶ ساله، اينک از سوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، به عنوان برنده قلم طلايی اين نهاد مدنی، انتخاب و معرفی شده است. قرار است يکشنبه آتی (۱۶ ارديبهشت ماه ۸۶) انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در مراسمی به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات، از قريب به ۶ دهه تلاش های مهندس عزت الله سحابی برای دفاع از آزادی مطبوعات و مقاومت در برابر موانع موجود بر سر راه آزادی انديشه و قلم، تجليل کند.

پيش از مهندس سحابی، مردان ديگری (به ترتيب حجت الاسلام انصاری راد، اکبر گنجی و آيت الله منتظری) برنده «قلم طلايی» شده بودند. «مرد آزاده» اينک با عصا و به دشواری، اينجا و آنجا می رود، سال ها تحمل سختی ها، اگرچه قامت او را خميده کرده اما در ايمانش به «آزادی»، و در عزم و اراده اش برای آزادی و آبادی ايران، خللی وارد نساخته است. مردانی از اين دست، «حجت» های زنده و الگوهايی ماندگار برای پی جويان آزادی اند. بی شک، پيش از آنکه - و بيش از آنکه - عزت الله سحابی نيازمند «قلم طلايی» و جوايزی از اين دست باشد، «قلم» های «طلايی» محتاج مانا شدن به برکت حضور مردانی آزاده چون مهندس سحابی اند
يک عمر مجاهدت و تلاش سحابی برای «آزادی» ايران و پيشرفت و استقلال ميهن، از چشم افکار عمومی - و جامعه مدنی - پنهان نمانده است. تقدير و تجليل يک نهاد مستقل و غيردولتی (انجمن دفاع از آزادی مطبوعات) که از چهره های شاخص مطبوعات و روشنفکران آزاديخواه تشکيل شده است، بهترين شاهد برای قدردانی و سپاسگزاری «جامعه مدنی» از يک کوشنده صادق و ديرپا و متعهد به آزادی ايران و ايرانی است. اقدام درخور اين نهاد مدنی، واجد اين معناست که تلاش هايی از اين دست (مبارزات مهندس عزت الله سحابی) در تاريخ يک سرزمين، ثبت و ضبط می گردد و البته به مثابه الگويی هميشه زنده، ماندگار می ماند؛ الگوی مردانی که يک عمر برای آزادی تلاش می کنند.

منبع : سايت پايگاه نيرو های ملی مذهبی ايران به قلم مرتضی کاظميان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 0:23  توسط مونا   | 

 

 

پنج شنبه، سوم ماه مه برابر با ۱۳ اردیبهشت ماه روز جهانی آزادی مطبوعات است.سازمان های مختلف دیده بان مطبوعات با انتشار گزارش هایی به بررسی وضعیت آزادی مطبوعات در سال گذشته پرداخته اند.

فریدوم هاوس، با انتشار گزارشی در آستانه روز جهانی مطبوعات می نویسد وضعیت آزادی مطبوعات در کشورهایی مانند ایران و عربستان سعودی در سال گذشته به وخامت گراییده است. در همین حال در این گزارش ایران به همراه چین و ویتنام کشورهایی شناخته شده اند که وب سایت ها و وبلاگ ها را سانسور می کنند و این فشار در سال گذشته افزایش داشته است.

این سازمان غیر انتفاعی بی طرف مدافع دموکراسی و آزادی در سراسر جهان همچنین ایران را صد و هشتاد و دومین کشور از نظر آزادی مطبوعات شناخته است و اعلام کرده که در این کشور رسانه ها و مطبوعات آزاد وجود ندارند.

سازمان گزارشگران بدون مرز نیز با انتشار گزارش سالانه خود درباره آزادی مطبوعات وضعیت آزادی مطبوعات و رسانه ها را در سالی که گذشت وخیم اعلام کرده و ایران را از مخالفان آزادی مطبوعات دانسته است.

رضا معینی، سخنگوی سازمان گزارشگران بدون مرز در گفت و گو با رادیو فردا می گوید وضعیت آزادی مطبوعات در سال گذشته نه تنها در ایران که در جهان هم وخیم بوده است. وی می افزاید:« بیست و چهار روزنامه نگار از ابتدای سال ۲۰۰۷ تا کنون کشته شده اند، ۵ همکار مطبوعاتی نیز در این سال گذشته کشته شده اند. در حال حاضر ۱۲۵ روزنامه نگار به همراه ۴ همکار مطبوعاتی در زندان بسر می برند. همچنین ۶۵ وبنگار معترض و سیزده روزنامه نگار در حال حاضر در سراسر جهان به گروگان گرفته شده اند و این تصویری است که در طول سه سال گذشته هر روز تکرار شده است.»

رضا معینی می گوید در سال گذشته در جهان شاهد پسرفت هایی در زمینه آزادی مطبوعات در جهان بودیم.

سخنگوی سازمان گزارشگران بدون مرز درباره برنامه های امسال این سازمان در روز جهانی آزادی مطبوعات می گوید که این سازمان یک کنفرانس مطبوعاتی با ۵ تن از روزنامه نگارانی که گروگان گرفته شده بودند، ترتیب داده ایم که آنها با امضای بیانیه ای خواستار آزادی تمام روزنامه نگاران خواهند شد. علاوه بر آن برای اولین بار در جهان یک بنای یادبود در شهری در فرانسه به یاد روزنامه نگارانی که از سال ۱۹۴۴ تا امروز در جهان در حین انجام وظیفه کشته شده اند به سازمان گزارشگران بدون مرز داده شده است که نام تمام روزنامه نگاران بر این بنای یادبود حک شده است تا یاد و خاطره آنها زنده نگاه داشته شود.

از ۱۲۵ روزنامه نگاری که در سراسر جهان هم اکنون در زندان بسر می برند، چهار تن آنها روزنامه نگاران ایرانی هستند.

رضا معینی می گوید در ایران علاوه بر آنکه روزنامه نگاران همواره مقاومت کرده اند، همیشه سرکوب شده اند. بیش از ۴۰ روزنامه نگار و وبلاگ نویس در سال گذشته در ایران دستگیر و زندانی شده اند. علی فرحبخش، روزنامه نگار ایرانی به اتهام واهی جاسوسی به زندان محکوم شده است.

رضا معینی، در ادامه به اشاره به ۴ روزنامه نگار زندانی در ایران به بیش از ۹ روزنامه و نشریه ای اشاره می کند که سال گذشته در ایران تعطیل شدند.

آقای معینی در ادامه به احضار، بازداشت و تهدید روزنامه نگاران در شهر های مختلف ایران اشاره می کند.

سخنگوی سازمان گزارشگران بدون مرز در ادامه به نیروها و نهادهای موازی امینیتی اشاره می کند که روزنامه نگاران را سرکوب می کنند و می افزاید:« در ماه های گذشته شاهد تعویض بسیاری از سردبیران و روزنامه نگاران بودیم که از سوی نهاد های موازی امنیتی صورت گرفته است و سازمان گزارشگران بدون مرز به این امر معترض است.»

در سال گذشته میلادی، اکبر گنجی روزنامه نگار معترض و دگر اندیش ایرانی آزاد شد. رضا معینی با اشاره به آزادی اکبر گنجی به روزنامه نگاران دیگر ایرانی اشاره می کند که با سپردان وثیه های سنگین آزاد شده اند و می گوید:« این وثیقه های سنگین معنای آزادی ندارند. هر زمان که قاضی اراده کند روزنامه نگارانی را که با وثیقه آزاد شده اند به زندان بر می گرداند و همیشه باید از ترس این وثقه و تعقیب قضایی در وحشت بسر ببرد و نمی تواند کارش را مستقل انجام دهد.»

سخنگوی سازمان گزارشگران بدون مرز در پایان می گوید این سازمان آمار وضعیت آزادی بیان و رتبه بندی کشورهای مختلف را در این آمار در آبان ماه جاری منتشر خواهد کرد و تاکید می کند بدون آزادی مطبوعات، در جهان آزادی وجود نخواهد داشت.

 فرین عاصمی، راديو فردا

+ نوشته شده در  جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 9:23  توسط مونا  

 

در چند جلسه کلی تونستم راجبع امنیت کامپیوترم اطلاعاتم رو ببرم بالا. خیلی حال می ده...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 22:43  توسط مونا   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 12:8  توسط مونا  

واقعا نمی دونم بعضی آدمها رو چی می شه نامید. کسایی که همیشه از اعتماد تو به خودشون سواستفاده می کنند. چند وقتی بود که با یک چنین آدمی سرو کار داشتم و دیروز متوجه این قضیه شدم. خیلی وقتا تقصیر خودمه که همیشه همه رو از عینک خوبی نگاه می کنم. حالم خیلی خوب نیست و اصلا حوصله ندارم.

حالم از همه این آدماها که دنبال یک چیز خاص در طرف مقابلشون هستند بهم می خوره.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 10:25  توسط مونا  

بعد از مدتها نشستم و دارم یک آرایش حسابی می کنم. تقریبا یادم رفته که چه جوری می شه خط چشم کشید. چه جوری سایه مدل جدید زد. خلاصه بعد از یک چند ساعت نشستن در مقابل اینه بلاخره تونستم از خودم اون چیزی را که می خواستم در بیارم.  یک صورت آرایش شده حسابی. البته رنگ آرایش رو قهوه ای کم رنگ انتخاب کردم تا خیلی جیغ نباشم. برای من که مدتهاست از لوزم آرایش فاصله گرفتم کار سختی بود تا بتونم خودم به شکلی جذاب در بیارم. دنبال چادری که از گذشته دارم می کردم. حسابی ته کمد چروک شده. یک ربعی مجبور می شم که اتوش کنم.  سرم می کنم و بازم روبروی آینه مشغول ورانداز کردن خودم می شم.

 

 یاد حرف یکی از دوستام که بعد از مدتها آماده بود ایران می افتم که می گفت خانم های چادری خیلی تو چشم تر ازبی حجاب ها هستند. معمولن نقطه سفید خیلی بیشتر خودش رو در میان سیاهی نشون می ده . چادر هم همین کارو برای خانم ها انجام می کنه. اونها رو خیلی جذاب تر می کنه. در صورتی که لباس یا مانتوهای معمولی جذابیتشون کمتر از چادره.

 

می رم مرکز خرید...  حس خیلی بدی دارم فکر می کنم همه دارن نگام می کنن. یک کم از موهام رو  به صورتی که انگار خودش از زیر روسری و چادر بیرون آمده رها می کنم. رسیدم به مرکز خریدی که همیشه توش می تونستی آخرین مدل دخترها و پسر ها رو ببینی. خیلی جالبه که امروز خلوته و یا اینکه لباسهای تن ادمها متفاوت شده. معلومه که خیلی ها رفتند سراغ کمدهاشان و مانتوهای 10 سال پیش شون را تن شون کردند. یک مینی بوس همراه با چند تا مامور روبروی در هستند. یک کم ترسیدم. می رم تو و شروع به دیدن ویترین مغازه ها می کنم.  چند تا دختر مانتو کوتاه رو نگه می دارن و سوار مینی بوس می کنند. دخترا حسابی ترسیدند. آرایششون خیلی از من کمتره. از جلوشون رد می شم. جوری که منو هم ببینن که مثل اونام فقط یک چادر سرم است. هیچ توجهی بهم نمی شه. مشکل فقط نداشتن چادر است نه چیز دیگری.

 

اکثر دوستام که خانواده های مذهبی دارن همین که پاشون رو از در خانه بیرون می زارن تیپشون از من بسیار جذاب تر و امروزی تر می شه. وقتی با هاشون صحبت می کنی از تعصبات شدید خانوادهشون می گن. که مثلا اگر برادرم ببینه بدون چادرم تو خونه حبسم می کنه. اما با تمامی این خطرات به قول خودش از چادر متنفره و حاضر نیست موقع بیرون رفتن با دوستاش از این حجاب استفاده کنه.  می گه امیدواره که زمان ازدواج همسر آینده اش از این تعصبات احمقانه نداشته باشه. (خیلی درد داره که بازم امیدوار باشی یک مرد بتونه بهت کمک کنه نه خودت که یک زنی). البته خیلی از خانم ها از اینکه چادر سرشون کنند خیلی لذت می برند و اعتقاد واقعی به این نوع حجاب دارند. اما  همه ما با یک بیرون رفتن از خونه هایمان متوجه می شویم که تعداد افراد با این اعتقاد بسیار کمتر اززنانی است که حجاب شان نشان دهنده از اجباری بودنش است.

+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 10:54  توسط مونا   | 

چند تا فیلم خوبی که دیدم

یکیش فیلم ( dark water)  بود. فیلمی از طبقه فیلمهای ترسناک که بدون نشون دادن صحنه های چندش آور تو رو به فکر فرو می بره. در این فیلم خیال و واقعیت نزدیک هم قرار دارند. جنیفر کندی با بازی در این فیلم جایزه Academy award از آن خود کرد.

 

بعدی اولین فیلم رابرت دنیرو که کارگرادنیش به مدت هفت سال طول کشید. فیلمی با نام( good shepherd)  که داستان واقعی تشکیل شدن سازمان  CIA امریکا را از چشمان یک مردی که هرگز هیجان زده نمی شد. همراه با بازی خوب مت دیمون، آنجلیل جولی و رابرت دنیرو. در این فیلم به انجمن مخفیskull and  Bones اشاره می کند که همچنان در آمریکا برقراره  که خانواده های سیاستمدار و پولدار امریکا عضورش هستند.  جورج بوش پدر و پسر هم عضواین انجمن هستند.

 

وفیلم دیگر که نسبتا بد نبود فیلم  The prestige است. موضوع فیلم در مورد رقابت دو شعبده باز در بدست آوردن حقه های جدید است. که تمامی زندگیشون رو در این مسیر می گذاردند. به نظرم جمله پایانی فیلم جالب بود که" این ما هسیتم که می خوایم خودمون رو گول بزنیم".

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت 10:44  توسط مونا  

 یک عالمه نوشتم همش پرید. عجب حال گیری.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت 10:41  توسط مونا  

حمایت