سحابی: اگر حاکميت به مطبوعات به عنوان بيگانه، معارض و برانداز بنگرد، حرکت های طبيعی برای اصلاح امور در جامعه صورت عملی و موثر نخواهد يافت. فقط مطبوعات مستقل و غيروابسته به حاکميت هستند که می توانند در جامعه جايگاه يک طبيب اجتماعی دلسوز و مورد اعتماد را بيابند.
در سالگرد روز جهانی آزادی مطبوعات، انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در جلسه خود به اتفاق آرا چهارمين قلم طلايی خود را به عزتالله سحابی، مدير مسوول ماهنامه ايران فردا تقديم کرد.
اين انجمن به پاس تلاش سحابی برای آزادی بيان و مطبوعات، ايشان را شايسته دريافت قلم طلايی سال ۸۵ دانست.
به همين مناسبت امروز مراسمی در محل انجمن صنفی روزنامه نگاران برگزار گرديد که در اين مراسم علاوه بر آنکه گزارش سالانه ۸۵ انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در خصوص روند روزنامهنگاری و آزادی بيان ارايه شد طی مراسمی قلم طلايی را به آقای سحابی اهدا گرديد.
همچنين در اين مراسم لوح تقديری از سوی نهضت آزادی ايران به اين فعال مبارز سياسی اهدا شد .
در اين مراسم اکثر چهره های شاخص سياسی مخالف با نوع اداره امور امروز کشور حضور داشتند . . اجرای اين مراسم به عهده دکتر حکمت عضو موسس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات قرار گرفته بود که پس از آغاز مراسم گزارش ساليانه انجمن دفاع از آزادی مطبوعات توسط دبير اين انجمن عباس صفائی فرد قرائت شد و پس از آن مهندس موسوی خوئينی ها عضو ادوار تحکيم وحدت سخنانی در رابطه با برگزيده شدن مهندس سحابی ايراد کرد و.پس از آن به ترتيب آقايان يوسف اشکوری ، طوسی ، دکتر باوند ، دکتر حبيب الله پيمان ، دکتر کديور رئيس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ،و دکتر يزدی و خانم نرکس محمدی به نمايندگی از سوی خانم شيرين عبادی که در حال حاضر خارج از کشور بسر می برند سخنانی در ارتباط با اين مراسم ايراد کردند و در پايان قبل از اهدا جايزه قلم طلايی به برگزيده سال ۸۵ انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ، مهندس سحابی سخنانی در اهميت دفاع از ايران در شرايط کنونی ابراز داشتند و در پايان جايزه قلم طلايی از سوی انجمن دفاع توسط آقايان کديور ،دکتر حاج سيد جوادی و عبدالله نوری به اين مرد نستوه مبارز اهدا گشت که علاوه بر آن نهصت آزادی نيز ن لوح تقديری به همينمناسبت به مهندس سحابی اهدا کرد.
حاشيه مراسم
دکتر کديور رئيس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات وقتی برای ايراد سخنرانی به پشت تريبون رفت سخنان خود را چنين آعاز کرد که : " بنا بر سنت اسلامی ما سوره الرحمن را معمولا برای کسانی که روبه احتضار هستند و يا چشم از دنيا پوشيده اند می خوانند اما امروز بايد اين سوره را برای ملت ايران خواندکه بوی الرحمانش بر خاسته است ( نقل به مضمون ) " .
مهندس سحابی طی سخنانی اهميت دفاع از ايران را در شرايط کنونی واجب تر از دفاع از سلام دانست با اين استدلال که بنابر نص صريح قران خداوند در آيه ای به پيغمبر فرموده است نگران اسلام مباش که خود نگهبان آنچه نازل کرده ام هستم ، مهندس سحابی در ادامه با ارائه گزارشی از وضعيت کنونی کشور که بنابر تحقيق شخصی وی استوار بود ، هيچ يک از احاد جامعه چه کارگر و يا کارمند و يا ديگر اقشار جامعه را ، محروم ندانسته بلکه تنها "ايران " را به لحاظ جميع جهات محروم خواند .
سحابی يک عمر برای آزادی
«هر فردی حق آزادی و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است که در داشتن و ابراز عقايد خود بيم و اضطراری نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار، به تمام وسايل ممکن، آزاد باشد.»
اين تاکيد (ماده ۱۹ اعلاميه جهانی حقوق بشر) بخشی از دفاعيات مهندس عزت الله سحابی در جلسه دادگاه تجديدنظر (فروردين ۱۳۴۳) است؛ مهندس سحابی با بيان اين جملات و با اشاره به اين نکته که اعلاميه جهانی حقوق بشر در سال ۱۳۱۷ به تصويب مجلس ملی ايران نيز رسيده است، در اوج استبداد، بی پروا اظهار می دارد؛ «مگر رژيم مشروطيت در يک فرد، خلاصه و جمع می شود؟ اگر چنين است، ديگر دموکراسی و حکومت مردم معنی ندارد.»
سحابی ۳۳ ساله تصريح می کند؛ «وجود عيب و نقص در همه دستگاه حکومت، يا در روش سلطنت، چيزی نيست که غيرمعقول باشد؛ همه افراد بشر در معرض خطا و صواب هستند... حال اگر فردی يا انسانی از انسان های اين جامعه، بدون چاپلوسی و تملق، بدون انتظار پاداش يا بيم و اميد، از طرز اداره مملکت، از حکومت و سلطنت، به طور مستقيم انتقاد کند، اين جرم است؟... برای پادشاه مملکت برازنده نيست که جوانانش، روشنفکرانش تا از اين محيط پا بيرون می گذارند، مثل مرغی که از قفس پريده و آزاد شده، از ظلم و ستم هيات حاکمه و خفقان وطن خويش فرياد برآورند...»دفاعيات سحابی در دادگاه در پی محاکمه وی به اتهام اقدام بر ضد امنيت کشور و اهانت به مقام سلطنت، صورت گرفت. سحابی مسووليت انتشار نشريه يی را که نهضت آزادی ايران چاپ می کرد، بر عهده داشت. او علت فعاليت سياسی - مطبوعاتی خود را برای قاضی دادگاه چنين توضيح می دهد؛ «احساس وظيفه و تکليف ملی و دينی مرا بر آن داشت که حتی المقدور تلاش و فعاليتی بکنم... کاری که از دستم برمی آمد، تصدی يک نشريه مرتب دوهفتگی بود؛ از آن نشريه استقبال شد و انتشار آن، خوب انجام گرفت.»
«مرد آزاده» در شرايط ارعاب و سرکوب و اختناق و در قلب اقتدار رژيم شاهنشاهی، در دادگاه نظامی، تصريح می کند؛ «در همه جای اين نشريه، به اشاره يا به صراحت، مخالفت با رژيم ديکتاتوری و استبدادی و حکومت مطلقه، به چشم می خورد. اگر در کشور مشروطه و در رژيم دموکراسی، يک فرد يا دسته يا يک جمعيت، نامه يی يا نشريه يی انتشار دهد و در آن از مضرات ديکتاتوری و استبداد سخن بگويد، آيا اين جرم محسوب می شود؟... مگر مشروطه در وجود يک نفر خلاصه می شود؟...»
سحابی به چهار سال زندان و حبس مجرد محکوم و به زندان قصر فرستاده می شود؛ او پيش از اين، سه ماه زندان انفرادی را در «عشرت آباد» همراه با بازجويی طی کرده بود. فعاليت مطبوعاتی سحابی اما به بسيار پيش از اين برمی گشت؛ عزت الله جوان (متولد ۱۳۰۹) فرزند دکتر يدالله سحابی، در سال های ۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ در مجله «فروغ علم» و در سال های ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ در مجله «گنج شايگان» نقشی فعال و موثر داشت؛ او به عنوان سردبير اين نشريات مقالاتی را که ميان دين و دانش پيوند برقرار می کرد و نگاهی نوانديشانه به تعاليم اسلامی داشت، و نيز مقالاتی در نقد فرهنگ و وضع جامعه ايران، منتشر می ساخت. مهندس سحابی از همان دوران دانشجويی - که در رشته مهندسی مکانيک در دانشگاه تهران تحصيل می کرد - جلب فعاليت های سياسی - اجتماعی شده بود.
با وقوع کودتای امريکايی - انگليسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سحابی در کميته دانشگاه «نهضت مقاومت ملی» فعال شد. او مسووليت توزيع نشريات نهضت، از جمله اعلاميه ها و روزنامه «راه مصدق» را برعهده داشت. سحابی در تيرماه ۱۳۳۳ پس از توقيف چاپخانه روزنامه «راه مصدق» دستگير شد؛ در بازجويی ها مسووليت تهيه و تنظيم و انتشار و توزيع روزنامه را ب تنهايی بر عهده گرفت. پس از آزادی از زندان، بار ديگر فعاليت های خود را در نهضت مقاومت ملی و در کميته انتشارات و تبليغات آن - به رياست مهندس بازرگان - پی گرفت. فعاليت های او، بار ديگر منجر به دستگيری وی شد و سحابی باز هم مسووليت انتشار روزنامه را پذيرفت.
فعاليت های سياسی - اجتماعی مهندس عزت الله سحابی از ارديبهشت ۱۳۴۰ و به دنبال تاسيس نهضت آزادی ايران، با نام اين جمعيت پيوند می خورد. او در کنار پدرش، آيت الله طالقانی، مهندس بازرگان و ديگر همفکران، به عنوان عضو شورای مرکزی جمعيت فعال می شود. چهار ماه از فعاليت نهضت آزادی نگذشته بود که اين افراد، جملگی دستگير می شوند.
از اين پس، زندان به بخش جدايی ناپذير زندگی «مرد آزاده» تبديل می شود؛ و آن گاه که حبس نيز توان بستن دهان او را نمی يابد، رژيم چاره يی جز تبعيد (به زندان برازجان؛ ۱۳۴۴) نمی بيند. آنچنان که در بازداشت سال ۱۳۵۰ هم، باز او از اوين به قزل قلعه، قصر و سرانجام به عادل آباد شيراز منتقل می شود.
در اندک دوره هايی نيز که به ظاهر آزاد است، ساواک و دستگاه های اطلاعاتی و امنيتی رژيم، چشم از او برنمی دارند. آن گونه که در اسناد منتشر شده از ساواک به چنين گزارش ها و موارد جالب توجهی برمی خوريم؛ «سيدمحمود طالقانی قصد داشت با مهندس سحابی تماس حاصل نمايد، ليکن به علت عدم حضور وی، غطالقانيف به يکی از ساکنين منزل نامبرده اظهار داشت، می خواستم حالشان را بپرسم چون شنيدم بيمار بوده...»
(۳۰/۱۰/۱۳۴۶)؛ «مهندس عزت الله سحابی با محمد نخشب تماس گرفت... قرار شد سحابی به تنهايی به ديدن نخشب برود» (۱۷/۲/۱۳۴۸)؛ «سحابی می نويسد؛ همه با بی صبری چشم به راه غسقوطف استبدادند، و اينکه وقتش می گذرد.» (گزارش ساواک از نامه لو رفته مهندس سحابی در نيمه سال ۱۳۵۰)
در اوج مبارزات انقلابی، سحابی به عضويت شورای انقلاب درمی آيد، و پس از پيروزی انقلاب، از سوی مردم تهران به عنوان نماينده مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب می شود. او همچنين به عنوان رئيس سازمان برنامه و بودجه در کنار دولت موقت فعاليت های خود را پی می گيرد؛ و سپس به عنوان نماينده مردم تهران در مجلس شورا تا سال ۱۳۶۳ فعاليت های سياسی - اجتماعی خود را ادامه می دهد. از آن پس، به ديده بانی آزادی و حقوق اساسی شهروندان می پردازد و در مقام يک روشنفکر و فعال سياسی، با بينشی انتقادی، به نقد رويکردها و مواضع و رفتارهای حکومت اقدام می کند. اين مواجهه، منجر به بازداشت ۶ ماهه او در سال ۱۳۶۹ می شود. پس از آزادی، نشريه «ايران فردا» را با همفکران و به صورت محدود، منتشر می کند؛ انتشار رسمی ايران فردا از خرداد ۱۳۷۱ آغاز می شود. در همان شماره نخست نشريه، تاکيد می کند؛ «استقلال ملی، آزادی و عدالت اجتماعی، بايستی مضمون هر سياست بازسازی را تشکيل دهد.»
در سرمقاله شماره ۱۲ ايران فردا می نويسد؛ «آزادی مطبوعات، نمادی از آزادی بيان و قلم است... مطبوعات غير از وظيفه درمان دردهای اجتماعی مردم، وظيفه ديگری نيز دارند که عبارت است از انعکاس مشکلات، نيازها، افکار و آرای ملت در مقابل حاکميت يا قدرت حاکمه، از يک طرف، و مراقبت و نظارت بر عملکرد جريانات عمده سياسی، اقتصادی و فرهنگی که از جانب حاکميت ها اعمال می شود، از طرف ديگر.»
سحابی تاکيد می کند که «اگر حاکميت به مطبوعات به عنوان بيگانه، معارض و برانداز بنگرد، حرکت های طبيعی برای اصلاح امور در جامعه صورت عملی و موثر نخواهد يافت.» به عقيده او؛ «فقط مطبوعات مستقل و غيروابسته به حاکميت هستند که می توانند در جامعه جايگاه يک طبيب اجتماعی دلسوز و مورد اعتماد را بيابند.»
او از «انحصارگرايی» و «يکدست سازی فرهنگی» انتقاد می کند و «فشارهای سياسی و اداری بر مطبوعات» را خلاف منافع ملی و کار ويژه های مطبوعات ارزيابی می کند.
سحابی در يکی ديگر از سرمقاله های خود - در ايران فردا - تصريح می کند که «نقد بينش ها و روش های حاکمان، وظيفه اهل مطبوعات و به تعبير دينی، رسالت امر به معروف و نهی از منکر است.» او ضرورت دسترسی مطبوعات به اخبار و اطلاعات را مورد تاکيد قرار می دهد و می افزايد؛ رشد و گسترش مطبوعات مستقل، و تنوع و تکثر آنها، به نفع همه
- از جمله حاکمان و مسوولان مستقيم مملکت - است. سحابی در جايی ديگر می نويسد؛ مساله آزادی مطبوعات - و احزاب و جماعات - در بيان عقايد و مواضع خودشان، از هر جهت يک امر لازم و ضروری برای سلامت جامعه و پيشرفت و تکامل محتوايی آن، و تضمين کننده بقا و تداوم جامعه است. ايران فردا در ارديبهشت ۱۳۷۹ با جمعی ديگر از مطبوعات اصلاح طلب، توقيف می شود. سحابی در ۲۷ بهمن ۷۶ در دادگاه اظهار می دارد؛ «ما مدعی هستيم که مطبوعات جايگاه تضارب آراست... ما بارها محکوميت داشته ايم و زندان رفته ايم؛ الان هم اگر می خواهيد، ما را اعدام کنيد، مجله مان را ببنديد؛ هر طور که می خواهيد، ما آماده ايم. اما ما ايران فردا را به اين نيت منتشر کرديم که يک سری حرف های اساسی بزنيم و بگوييم راه صلاح و نجات مملکت کدام است...»وی در يکی ديگر از جلسات دادگاه ايران فردا می گويد؛ «اين نمی شود که مطبوعات هر چيزی که بنويسند، بگويند تضعيف کرديد. آخر اگر بخواهيم امور اصلاح شود چه بايد کرد؟ اين چيزها را بايد گفت ديگر؛ بايد يک جاهايی را انگشت گذاشت و گفت، اين کار درست نبود... مطبوعات رکن چهارم دموکراسی هستند؛ مطبوعات جانشين نهاد امر به معروف و نهی از منکر هستند؛ مطبوعات در واقع آن وظيفه «الذين ينهون عن السوء» را دارند، بايد هر چه بدی می بينند، بگويند.»
او می افزايد؛ «اگر قرار باشد که بنده نوعی مطبوعاتی، يک ايرادی بگيرم، قلم ما را تعطيل کنند، ما را به دادگاه بياورند، يا نگذارند که آن حرف ها را بنويسيم، کار مملکت اصلاح نمی شود. کار مطبوعات، نظارت است.»مهندس عزت الله سحابی در پاييز ۱۳۷۹ بازداشت می شود... آزادی او با درگذشت پدرش (دکتر يدالله سحابی) همراه می گردد. در ۱۳۸۳ به تدوين «اصول بنيادی ملی» و انتشار آن همت می گمارد. «آزادی انديشه و بيان» يکی از اين اصول بنيادی است، سحابی توضيح می دهد و تاکيد می کند که «هيچ فرد يا گروه و مرجعيت خاصی، حق ندارد آزادی بيان و انديشه را محدود کند... محدوديت و کنترل آزادی های دموکراتيک، نه توسط زور و سرکوب از سوی قدرت سياسی بايد اعمال شود و نه توسط حزب حاکم متمرکز ... بدون آزادی، نه امر به معروف ممکن است و نه نقد و چالشی صورت می گيرد، بنابراين اصلاح و ترقی و توسعه نيز در کار نخواهد بود...»و اينها، آخرين تاکيدات و توصيه های «مرد آزاده» يی است که «يک عمر» برای آزادی و استقلال و توسعه و پيشرفت ايران می کوشد. عزت الله سحابی ۷۶ ساله، اينک از سوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، به عنوان برنده قلم طلايی اين نهاد مدنی، انتخاب و معرفی شده است. قرار است يکشنبه آتی (۱۶ ارديبهشت ماه ۸۶) انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در مراسمی به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات، از قريب به ۶ دهه تلاش های مهندس عزت الله سحابی برای دفاع از آزادی مطبوعات و مقاومت در برابر موانع موجود بر سر راه آزادی انديشه و قلم، تجليل کند.
پيش از مهندس سحابی، مردان ديگری (به ترتيب حجت الاسلام انصاری راد، اکبر گنجی و آيت الله منتظری) برنده «قلم طلايی» شده بودند. «مرد آزاده» اينک با عصا و به دشواری، اينجا و آنجا می رود، سال ها تحمل سختی ها، اگرچه قامت او را خميده کرده اما در ايمانش به «آزادی»، و در عزم و اراده اش برای آزادی و آبادی ايران، خللی وارد نساخته است. مردانی از اين دست، «حجت» های زنده و الگوهايی ماندگار برای پی جويان آزادی اند. بی شک، پيش از آنکه - و بيش از آنکه - عزت الله سحابی نيازمند «قلم طلايی» و جوايزی از اين دست باشد، «قلم» های «طلايی» محتاج مانا شدن به برکت حضور مردانی آزاده چون مهندس سحابی اند
يک عمر مجاهدت و تلاش سحابی برای «آزادی» ايران و پيشرفت و استقلال ميهن، از چشم افکار عمومی - و جامعه مدنی - پنهان نمانده است. تقدير و تجليل يک نهاد مستقل و غيردولتی (انجمن دفاع از آزادی مطبوعات) که از چهره های شاخص مطبوعات و روشنفکران آزاديخواه تشکيل شده است، بهترين شاهد برای قدردانی و سپاسگزاری «جامعه مدنی» از يک کوشنده صادق و ديرپا و متعهد به آزادی ايران و ايرانی است. اقدام درخور اين نهاد مدنی، واجد اين معناست که تلاش هايی از اين دست (مبارزات مهندس عزت الله سحابی) در تاريخ يک سرزمين، ثبت و ضبط می گردد و البته به مثابه الگويی هميشه زنده، ماندگار می ماند؛ الگوی مردانی که يک عمر برای آزادی تلاش می کنند.
منبع : سايت پايگاه نيرو های ملی مذهبی ايران به قلم مرتضی کاظميان